بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
اختلالات فراگير رشد

صبا اژدري (دانشجو)                           استاد: دكتر حسن احمدي

اختلالات فراگير رشد با اسيب شديد و گسترده زمينه هاي گوناگون رشد مشخص مي شوند مانند: اختلال در مهارتهاي تعامل اجتماعي متقابل, مهارتهاي ارتباطي, يا وجود رفتار, علايق و فعاليتهاي کليشه اي, اختلالهاي کيفي که اين وضعيتها را مشخص مي کنند, با توجه به سطح رشد و سن عقلي فرد تفاوتهاي اشکار دارند. اين بخش شامل اختلالهاي زير است:
اختلال اتيستيک , اختلال رت, اختلال از هم پاشيدگي کودکي , اختلال اسپرژر و اختلال فراگير رشد که به گونه اي ديگر مشخص نشده است. اين اختلالها معمولا در نخستين سالهاي زندگي اشکار شده و اغلب با درجه هايي از عقب ماندگي ذهني  همراهند, که در اين صور عقب مانگي بايد روي محور 2 کدگذاري شود.
اختلال هاي فراگير رشد گاهي همراه با گروه گسترده اي از ساير بيماريهاي جسماني ديده مي شوند( مانند نابهنجاريهاي کروموزومي, عفونتهاي مادرزادي , نابهنجاريهاي ساختاري دستگاه اعصاب مرکزي ) . اگر چنين اختلالهايي وجود داشته باشند, بايد روي محور 3 کدگذاري شوند. هرچند در  گذشته اصطلاحاتي مانند روان پريشي و اسکيزوفرني کودکي را براي اشاره به افرادي که به اين اختلالها دچار بودند, به کار مي بردند, ولي اکنون شواهد قابل ملاحظه اي وجود دارند دال بر اينکه اختلالهاي فراگير رشد با اسکيزوفرني کودکي تفاوت دارند (هرچند کودکي که اختلال فراگير رشد دارد بعدها ممکن است دچار اسکيزوفرني شود) .

اختلال اتيستيک
اگرچه اوتيسم اولين بار بطور رسمي در سال 1943 توسط لئوکانر معرفي شد اما احتمالا پيش از ان نيز نمونه هايي تحت عنوان بچه هاي وحشي يا احمق گزارش شده است.
سردرگمي هاي زيادي قبل و پس از توصيف کانر در مورد اينکه اوتيسم بعدا به صورت اسکيزوفرني يا ساير انواع سايکوز گسترش مي يابد وجود داشته است. کانر در گزارش هاي خود يازده مورد را معرفي مي کند که مشکلات زيادي در رابطه با ساير افراد داشتند . در حالي که در برقراري ارتباط و کار با اشيا» توانايي بسيار زيادي از خود نشان مي دادند. وي همچنين مشاهده کرد در صورت پيشرفت زبان, اين کودکان مشکلاتي نظير اکولاليا خواند داشت. اين افراد همچنين رفتار و اعمال تکراري و بي هدفي را بطور مداوم و به صورت کليشه اي تکرار مي کنند.
براي سالهاي متمادي تصور براين بود که اوتيسم تظاهر اوليه اسکيزوفرني است. البته مطالعات گسترده بعدي مشخص کردند که اسکيزوفرني کودکي و اوتيسم دو اختلال متفاوت و مجزا هستند. اوتيسم اولين بار در
DSMIII  درحيطه اختلالات نافذ رشدي ( PDDs) معرفي شد.

ويژگي هاي تشخيصي
مشخصه هاي اصلي اختلال اتيستيک عبارت از رشد نابهنجار يا مختل قابل توجه در ارتباط, تعامل اجتماعي و محدوديت چشمگير فعاليتها و علائق است. جلوه هاي اين اختلال با توجه به سطح رشد و سن تقويمي فرد بسيار متفاوت است. اختلال اتيستيک را گاهي اتيسم شيرخوارگي, اتيسم کودکي و يا اتيسم کانر نامگذاري کرده اند.
در اختلال اتيستيک تعامل اجتماعي به شدت وبه شکلي دير پا اسيب مي بيند. ممکن است در به کارگيري رفتارهاي غير کلامي متعدد ( مانند نگاه رودر رو, بيان چهره اي, اطوار و حرکات بيانگر بدني) براي تنظيم تعامل اجتماعي و ايجاد ارتباط, اختلال چشمگيري وجود داشته باشد. امکان دارد در ايجاد روابط با همسالان که در سنين مختلف شکلهاي متفاوتي دارد نسبت به سطح رشد کودک نارسايي وجود داشته باشد .
کودکان خردسال ممکن است نسبت به برقراري دوستي بي علاقه و يا کم علاقه باشند. ولي کودکان بزرگتر امکان دارد به برقراري دوستي علاقمند باشند. اما رسوم تعامل اجتماعي را درک نکنند. احتمال دارد در اين کودکان تلاش خود انگيخته براي مشارکت در خوشيها, علايق و پيشرفتهاي ديگران وجود نداشته باشد ( به عنوان مثال چيزهايي که به نظرشان جالب است نشان نمي دهند, اشاره نمي کنند و بروز نمي دهند) ممکن است تعامل اجتماعي و عاطفي يا هيجاني نداشته باشند( به عنوان مثال در بازيهاي ساده اجتماعي فعالانه شرکت نمي کنند , فعاليتهاي انفرادي را ترجيح مي دهند يا ديگران را در فعاليتهاي خود تنها به عنوان وسيله يا ابزار مکانيکي تلقي مي کنند ) . اغلب اگاهي فرد از ديگران به شدت مختل است. کودکان دچار به اين اختلال ممکن است کودکان ديگر ( از جمله همشيرهاي خود) را ناديده گرفته و هيچ تصوري از نيازهاي ديگران نداشته يا ناراحتي اشخاص ديگر را متوجه نشوند .
اختلال در ارتباطات نيز قابل توجه و ديرپا بوده و برمهارتهاي کلامي و غيرکلامي کودک تاثير مي گذارد . امکان دارد کلا فاقد رشد زبان محاوره اي باشند و يا رشد ان با تاخير انجام شود. کودکاني که تکلم مي کنند ممکن است در توانايي شروع مکالمه با ديگران و حفظ تداوم ان به شدت مشکل داشته باشند يا زبان را به شيوه خاص و يا به صورت کليشه اي و تکراري به کار ببرند همچنين امکان دارد فاقد بازيهاي متنوع وانمودي خودانگيخته يا بازيهاي اجتماعي تقليدي متناسب سطح رشد خود باشند در مواردي هم که تکلم رشد مي کند, امکان دارد زير و بمي , اهنگ , سرعت , ريتم يا فشار گفتار نابهنجار باشد( به عنوان مثال ممکن است اهنگ يا لحن صدا يکنواخت و يا شامل خيزهاي پرسش مانند در انتهاي گفته ها باشد ) . ساختارهاي دستور زبان اغلب ناقص و شامل استفاده کليشه اي و تکراري از زبان ( مانند تکرار کلمات يا عبارات بدون توجه به معناي انها, تکرار قافيه ها يا اگهي هاي تبليغاتي ) يا استعاره است( يعني زباني که تنها براي کساني که با شيوه ارتباطي فرد اشنايي دارند قابل درک است) . درک زبان اغلب بسيار با تاخير انجام مي شود و فرد ممکن است توانايي فهم پرسش ها با رهنمود هاي ساده را نداشته باشد. اختلال در جنبه هاي عملي زبان ( کاربرد اجتماعي ان ) اغلب به شکل ناتواني در تلفيق واژه ها با حرکات بيانگر يا فهم شوخي يا جنبه هاي مجازي گفتار مانند طعنه با معناي ضمني اشکار مي شود. بازيهاي تخيلي اغلب وجود ندارد و يا به شدت مختل است. همچنين اين نوع کودکان تمايلي به شرکت در بازيهاي تقليدي ساده يا کارهاي روزمره شيرخوارگي يا اوايل کودکي نداشته و يا انها را خارج از بافت يا به  شيوه اي مکانيکي انجام مي دهند.

کساني که به اختلال اتيستيک دچار هستند الگوهاي رفتاري , علائق , و فعاليتها کليشه اي , تکراري و محدود دارند. ممکن است نوعي اشتغال فکري گسترده با يک يا بيش از يک الگوي علاقه کليشه اي و محدود که از لحاظ شدت و يا تمرکز نابهنجار است, وجود داشته باشد, به انجام تشريفات و امور عادي خاص و بي فايده علاقه به ظاهر انعطاف ناپذير نشان دهنده , به اطوار حرکتي و کليشه اي و تکراري بپردازند, يا به قسمتهايي از اشيا» شيفتگي و دل مشغولي پيوسته نشان دهند افرادي که به اختلال اتيستيک دچار هستند علائق بسيار محدودي نشان مي دهند و اغلب درگير زمينه بسيار محدودي از علائق هستند( مانند تاريخ ها, شماره هاي تلفن , نامه هاي درخواستهاي راديويي) . ممکن است تعداد مشخصي از وسايل بازي را بارها به شيوه اي خاص بچينند يا رفتارهاي يک هنرپيشه تلويزيوني را به صورت تکراري تقليد کنند. احتمالا بر يکنواختي اصرار دارند و در برابر تغييرات جزيي مقاومت کرده و يا اشفته و ناراحت مي شوند ( براي مثال کودک خردسال ممکن است در برابر يک تغيير کوچک در محيط مانند عوض کردن پرده ها يا تغيير محل نشستن در سر ميز غذا واکنش فاجعه انگيزي نشان دهد) . اغلب به امور عادي بي فايده يا تشريفات و يا اصرار غير منطقي در پيروي از کارهاي عادي علاقه نشان مي دهند( مانند انتخاب يک راه مخصوص براي رفتن به مدرسه ) . حرکات بدني کليشه اي شامل حرکت دستها ( کف زدن , تکان دادن انگشتان ) يا همه بدن است( تکان دادن , تاب دادن , حرکت به بالا و پايين ) . نابهنجاريهاي وضع اندامي هم ممکن است وجود داشته باشند ( مانند راه رفتن روي پنجه پا يا حرکات غير عادي دستها و وضع اندامي ناجور) . اين افراد نسبت به قسمتهايي از اشيا» ( مانند دکمه ها و بخشهايي از بدن ) اشتغال فکري مداوم دارند. همچنين ممکن است شيفته حرکت باشند( مانند چرخش قسمتهاي گردان اسباب بازيها, باز و بستن درها, پنکه  يا ساير اشيايي که به سرعت مي چرخند ) . اين گونه افراد ممکن است به اشيا» بيجان ( مانند يک قطعه نخ يا سيم و يا يک قطعه نوار لاستيکي ) دلبستگي شديد پيدا کنند.
اين اختلال بايد با تاخيرها يا کارکردهاي  نابهنجار دست کم در يک ( يا اغلب در چند ) زمينه زير , تا قبل از سن 3 سالگي ظاهر شود: تعامل اجتماعي , گفتاري که در ارتباطات اجتماعي يا بازيهاي نمادي يا تخيلي به کار مي رود در بيشتر موارد, در اين افراد دوره مشخصي از رشد بهنجار وجود ندارد, ولي در حدود 20 درصد موارد , والدين يک يا دو سال رشد نسبتا عادي را گزارش مي دهند. در چنين مواردي, والدين ممکن است توضيح دهند که کودک چند کلمه اموخته و سپس انها را فراموش کرده يا به نظر مي رسد که از نظر رشد متوقف شده است . به طور مشخص , اگر کودک يک دوره رشد بهنجار را طي کرده باشد اين دوره نمي تواند پس از سن سه سالگي ادامه يابد . اين اختلال با اختلال رت يا اختلال از هم پاشيدگي کودکي بهتر توجيه نمي شود.
ويژگي هاي توصيفي و اختلالهاي رواني توام :

در بيشتر موارد يک تشخيص عقب ماندگي ذهني همراه با اين اختلال وجود دارد که دامنه ان ممکن است از خفيف تا عميق باشد. ممکن است در رشد مهارتهاي شناختي نيز نابهنجاريهاي داشته باشند. نيمرخ مهارتهاي شناختي اين افراد, بدون در نظر گرفتن سطح کلي هوش انان, معمولا نامنظم است و مهارتهاي کلامي معمولا ضعيف تر از مهارتهاي غير کلامي است. گاهي مهارتهاي ويژه اي وجود دارد( براي مثال , يک دختر چهار و نيم ساله دچار اختلال اتيستيک ممکن است بتواند مطالب نوشته شده را بخواند بدون انکه کمترين درک را از انچه خوانده است داشته باشد , ( که به ان پديده خواندن زودرس مي گويند) . يا يک پسر 10 ساله ممکن است تواناييهاي شگفت انگيز در محاسبه تاريخها داشته باشد . براوردهاي خزانه واژگان تک واژه اي ( دريافتي يا بياني ) همواره براوردهاي خوبي از سطح زبان نيستند( يعني مهارتهاي زباني واقعي ممکن است در سطوح بسيار پايين قرار داشته باشند).
افرادي که اختلال اتيستيک دارند ممکن است مجموعه اي از نشانه هاي رفتاري مانند بيش فعالي , محدوديت فراخناي توجه, تکانشگري , پرخاشگري و رفتارهاي خود تخريبي داشته باشند و در کودکان خردسال قشقرق هم ديده مي شود . امکان دارد پاسخهاي عجيب به محرکهاي حسي هم وجود داشته باشند( مانند استانه بالاي درد, حساسيت زياد به صداها و لمس شدن , واکنشهاي اغراق اميز در برابر نور يا بوها, شيفتگي نسبت به محرک هاي خاص).  نابهنجاريهاي خوردن ( مانند محدود کردن رژيم غذايي به چند غذاي خاص و هرزه خواري) يا اختلال خواب ( مانند بيدارشدن مکرر شبانه همراه با تکان خوردن ) و نابهنجاريهايي در خلق و عاطفه ( مانند خنده يا گريه بي دليل و فقدان واکنش هيجاني ) نيز ممکن است وجود داشته باشد. اين کودکان ممکن است که در پاسخ اشکار به خطرهاي واقعي نترسند و يا در برابر اشيا» بي خطر وحشت شديد بروز دهند. احتمال دارد انواع گوناگوني از رفتارهاي خود تخريبي ( مانند کوبيدن سر يا گاز گرفتن انگشتان , دستها يا مچ دستها ) نيز ديده شوند . افرادي که دچار اختلال اتيستيک هستند و در عين حال از استعداد عقلاني براي بينش برخوردارند , در نوجواني يا اوايل بزرگسالي با اگاه شدن از اختلال شديد خود ممکن است دچار افسردگي شوند.
يافته هاي ازمايشگاهي :

 زماني که اختلال اتيستيک با يک بيماري جسماني همبسته است يافته هاي ازمايشگاهي وجود دارند که با بيماري جسماني فرد مطابقت مي کنند. در برخي از اندازه هاي فعاليت سروتونرژيک , تفاوتهاي گروهي وجوددارد, که براي اختلال اتيستيک اهميت تشخيصي ندارند. در بعضي موارد بررسي هاي عکسبرداري وجود نابهنجاري را نشان مي دهند ولي الگوي خاصي به وضوح شناسايي نشده است . نابهنجاريهاي EEG حتي در مواردي که اختلالهاي تشنجي وجود ندارند شايع است.
يافته هاي معاينات بدني و بيماريهاي جسماني وابسته:
 در اختلال اتيستيک علايم يا نشانه هاي عصبي غير اختصاصي گوناگون ممکن است مشاهده شوند ( مانند بازتاب هاي رشد نيافته و تاخير رشد در برتري دست) . بعضي مواقع امکان دارد اين وضعيت همراه با يک عرضه عصبي يا بيماري جسماني ديده شود.
در حدود 25 درصد موارد, حمله هاي تشنجي بويژه در نوجواني ظاهر مي شوند. هرگاه بيماريهاي جسماني ديگري وجود داشته باشند, روي محور 3 کد گذاري مي شوند
.
ويژگيهاي خاص وابسته به سن و جنسيت
در اختلال اتيستيک ماهيت دشواريهايي که در تعامل اجتماعي وجود دارند در طي زمان تغيير يافته و با توجه به سطح رشدي فرد ممکن است متفاوت باشند. در شير خواران دشواري در اغوش گرفتن, بي تفاوتي يا اجتناب از عاطفه و محبت يا تماس بدني, فقدان تماس چشمي , فقدان واکنش چهره اي يا لبخند هايي که جهت گيري اجتماعي دارند و ناتواني در واکنش به صداي والدين ممکن است ديده شوند. در نتيجه امکان دارد والدين در ابتدا تصور کنند که کودک  ناشنوا است. کودکان خردسال ممکن است با بزرگسالان مانند يک وسيله قابل مبادله رفتار کنند و يا به صورت مکانيکي به يک شخص خاص بچسبند , يا ممکن است دست والدين خود را براي گرفتن اشيا» مورد نظر به کار ببرند بدون انکه حتي با انان تماس چشمي برقرار کنند. ( درست مانند اينکه دست مهمتر از شخص است) .
امکان دارد کودک  در جريان رشد تمايل بيشتر براي شرکت نافعال در تعامل هاي اجتماعي بروز دهند و يا حتي به تعامل اجتماعي علاقه بيشتري نشان دهد. در هر حال حتي در چنين مواردي کودک با ديگران به شيوه هاي غير عادي برخورد مي کند( براي مثال ممکن است از ديگران انتظار داشته باشد که به پرسشهاي وسواسي او به شيوه هاي خاصي پاسخ دهند, نسبت به حقوق اشخاص ديگر اگاهي چنداني نداشته باشد و در تعاملهاي اجتماعي به  شيوه نامناسبي اخلال ايجاد کند) . در افراد بزرگتر تکاليفي که مستلزم حافظه دراز مدت است ( مانند جدول زمان حرکت قطارها, تاريخهاي مهم, فرمولهاي شيميايي و ياداوري دقيق اشعار اهنگهايي که سالها قبل شنيده اند ) ممکن است عالي باشد ولي اين اطلاعات معمولا بدون ان که مناسبتي با بافت اجتماعي داشته باشد , پيوسته تکرار مي شوند. ميزان اين اختلال در پسران 4 تا 5 برابر دختران است و دختراني که اين اختلال را دارند به احتمال زياد دچار عقب ماندگي ذهني بسيار شديد هستند.

 

 منبع: روزنامه آفرينش

دفعات بازديد: 4463
تعداد بازديدكنندگان: 4129