بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
خلاقيت با تيزهوشي فرق دارد
شهناز مزيدي - منطقه 11 آموزش و پرورش تهران
تفكر خلاق، مهارتي است كه شخص از تلفيق مهارت‌هاي حل مسئله و تصميم‌گيري، از افكار يا روابط نو برخوردار شده و قدرت كشف و انتخاب راه‌حل‌هاي جديد را پيدا مي‌كند. اين افراد سعي مي‌كنند پديده‌ها و امور و افكار را آن چنان كه هستند به راحتي نپذيرند بلكه نگاه متفاوت‌تري داشته باشند و از قالب‌هاي فكري همسان دور شوند. درك خلاقيت، امر بسيار مهمي است. نه تنها از اين جهت كه تفكر خلاق در زمينه‌هاي گوناگوني وجود دارد بلكه به اين دليل كه مجموعه‌اي از نيروهاي اجتماعي و روان‌شناختي در آن سهيم هستند. خلاقيت واژه‌اي است بسيار مهم و عبارت است از اينكه فرد فكر جديد و متفاوتي ارائه دهد. اما بايد به خاطر داشت كه هر خلاقيتي لزوماً منجر به توليد اثر قابل مشاهده نمي‌گردد. به‌عنوان مثال در عالم تخيل، كودك چيز متفاوتي را خلق مي‌كند اما آفرينش ذهني او براي ديگران قابل مشاهده و ارزيابي و قضاوت نيست. بنابراين خلاقيت يك فرآيند ذهني است. خلاقيت امري توسعه‌پذير است. به عبارت ديگر همه دانش‌آموزان از توانايي بالقوه خلاقيت برخوردار هستند. خلاقيت امري فردي است كه از طريق آموزش تجربه و كنكاش رشد مي‌كند، با استقلال فكر و اعتماد به نفس همراه است، بيان احساسات و برداشت‌هاي شخصي را غني‌تر مي‌كند. خلاقيت كنجكاوي و تمايل براي دانستن و تجربه بسياري از امور است، لذا بايد به كنجكاوي دانش‌آموزان بها داده شود. انديشه‌ها و اظهارات خلاق دانش‌آموزان بايد مورد تشويق قرار گيرد و زمينه ظهور آن فراهم گردد. 
استين (1974) معتقد است : «خلاقيت، فرايندي است كه نتيجه آن يك كار تازه است.» 
استنبرگ (1989) ميـگويد: «تفكر خلاق، تركيبي است از قدرت اتكا و انعطاف‌پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي كه يادگيرنده را قادر مي‌سازد كه خارج از تفكر نامعقول به نتايج متفاوت و مولد بينديشد و حاصل آن رضايت و احتمالاً خشنودي ديگران خواهد بود. (چرا دانش آموزانم - ويدا عليخاني) 
و مك كنين 1962 معتقد است : «عناصر خلاقيت مبتني بر هوش و خانواده است. تلاش والدين باعث مي‌شود كودك در آينده فرد خلاقي شود. احترام زياد آزادي عمل براي كشف جهان اطراف ، آزادي براي تصميم گيري، استقلال عمل ، عدم وابستگي زياد بين كودك والدين ، عدم نگراني به خاطر كودك باعث مي شود كه خلاقيت در كودك رشد نمايد.»
تفكر نقاد نيز يكي از مهارت‌هاي زندگي است كه خود زمينه‌ساز مهارت تصميم‌گيري و حل مسئله است. تفكر نقادانه شناختي است فعال، هدفمند و سازمان‌يافته كه شخص با استفاده از آن به بررسي افكار و عقايد خود و ديگران و يا موقعيت‌هاي خاص مي‌پردازد و با ارزيابي و تفسير ماهرانه خود به درك و فهم روشن تر و بهتري دست مي يابد. اين تفكر، نتيجه مطلوب را ميسر مي‌سازد. 
تفكر انتقادي يك فعاليت مولد و مثبت است و خلاقيت و ابتكار را در برمي‌گيرد. تخيل صورت مي‌گيرد، احتمالات و شقوق ديگر بررسي مي‌شوند، تفكر انتقادي هم جنبه عاطفي دارد و هم جنبه عقلاني. تفكري است كه تمام مغز را در برمي‌گيرد. معيارها كاملاً عيني نيستند بلكه ذهني هستند. صاحبان تفكر انتقادي كنجكاو ، انعطاف‌پذير و شكاك هستند. آنها مي‌توانند تعصب را از منطق و حقايق را از عقايد جدا كنند و فكر را به سوي آينده بكار برند. 
مراحل تفكر خلاق: 
1- آمادگي : در اين مرحله افراد به امور و پديده هاي مختلف زندگي دقت و توجه بيشتري پيدا مي كند. 
2- مطالعه : فرد روابط بين پديده ها را بهتر درك مي كند. 
3- تغيير : شخص به نوع روابط پي برده و با طرح سوال به نقد و بررسي مي پردازند. 
4- پختگي : به درك و شناخت عميق تري از روابط مي رسد. 
5- اشراق : به پاسخ هاي ناگهاني دست پيدا مي كند. 
6- وارسي : به بررسي بهترين ايده اي كه در مراحل قبلي به آن رسيده است مي پردازد. 
7- اجرا : فرد افكار يا ايده هايي را كه مورد تائيد است به مرحله اجرا در مي آورد. 
مراحل تفكر نقادانه : 
1- پرسشگري : پرسيدن سوالات مناسب از خود و ديگران 
2- اطلاعات: جمع آوري اطلاعات از منابع مختلف 
3- ارزيابي : ارزش گذاري اطلاعات 
4-  نتيجه گيري : انتخاب بهترين راه حل براي مطلب 
كودكان خلاق 
كودكان خلاق از قدرت تخيل فوق العاده اي برخوردارند. كنجكاوي برجسته ترين ويژگي اين كودكان است. در مقابل مسائل از خود سرسختي نشان نداده و شخصيت انعطاف پذيري دارند. بيانشان سليس و بدون شبهه و استوار و سريع هست. از نظر هوشي بالاتر از سطح عادي بوده و افرادي خود جوش و خوش خلق و ساده و راحتند. كودكان خلاق پيرامون پديده هاي اطراف به طور آسان و ساده قضاوت مي كنند . از وضع موجود سوال مي كنند ، آزادانه تلاش مي كنند. اين كودكان از نظر اجتماعي ، رفتاري مطلوب دارند و مستقلند. از اوقات فراغت بهترين بهره را مي برند و بسيار فعال و پرانرژي هستند . از شجاعت خوبي برخوردارند و فعاليت هاي مختلفي را تجربه مي كنند. 
اهميت خلاقيت در جامعه مدارس
خلاقيت در مدارس ما ناشناخته است كه مي تواند به دلايل زير باشد: 
1-  خلاقيت را با نبوغ يكي در نظر مي گيرند و آن را موروثي مي دانند. 
2- اين عقيده سنتي وجود دارد كه تنها عده معدودي از توانايي خلاقيت بهره مند هستند. 
3- با وجود رواج روز افزون تحقيق در خصايص آدمي، هنوز هم دانشمندان به تحقيق درباره خلاقيت چندان رغبتي ندارند. 
عوامل ايجاد خلاقيت در كودكان 
براي اينكه كودكان ، خلاق باشند بايد زمان آزادي براي بازي با مفاهيم و در آوردن آنها به شكل هاي تازه داشته باشند. كودكان براي اينكه خلاق بار آيند بايد از تمسخر و انتقاد به دور باشند و مورد تشويق قرار گيرند . بايد وسايل گوناگون را در اختيار داشته باشند. محيط مدرسه و خانه مي تواند به وسيله راهنمايي و فراهم آوردن وسايل، خلاقيت ايجاد كند. بدون شك خانواده و مدرسه مهمترين نقش را در كنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت ها دارند. اگر فرصت هاي لازم را براي سئوال كردن و كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند ، زمينه رشد خلاقيت فراهم مي گردد. تنبيه و تهديدهاي مكرر باعث افت خلاقيت هاي ذهني است و بچه هاي خلاق نياز به آرامش رواني و اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي دارند. اگر والدين و اولياي مدرسه خيال پردازي كودكان را به حساب نياورند و اغلب آنها را به خاطر خيال پردازي سرزنش كنند در واقع خلاقيت او را محدود مي سازند. در حالي كه از خانواده و اولياي مدرسه انتظار مي رود با تشويق و تائيد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازي هاي دلخواه، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت نمايند. مدرسه نقش بسيار مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي دانش آموزان دارد. سن ورود به مدرسه سن بسيار بحراني و حساس در ارتباط با خلاقيت هاي ذهني است . عواملي چون تكاليف زياد، تاكيد بر محفوظات و اجراي برنامه هاي هماهنگ و انتظار رفتار هاي يكسان، عدم توجه به تفاوت هاي فردي ، وجود كلاس هاي پرجمعيت ، اعمال انضباط و مقررات شديد، تشويق به كسب نمرات بالا، ايجاد جو قوي رقابت هاي فردي براي ممتاز شدن و سرانجام عدم شناخت يا بي توجهي به كودكان خلاق سبب مي شود كه قدرت خلاقيت آنها به تدريج كاهش يابد. به عبارت ديگر وقتي كه دانش آموز مجبور شود نرم هاي موجود را بپذيرد و رفتارهاي خود را مطابق خواست هاي مدرسه سازگار نمايد و يا ناگزير از رفتارهاي همسالان پيروي كند بخصوص در سن 8 تا 10 سالگي ، خلاقيت هاي او كمتر مي شود. بايد تلاش شود كه خلاقيت هاي بالقوه در بين دانش آموزان شناسايي شده و فرصت هاي لازم براي رشد و توسعه آنان فراهم شود. در نيل به اين ا هداف نيز بها دادن به تخيل دانش آموزان و حساس بودن نسبت به آن فوق العاده مهم است. اگر تخيل و آگاهي با هم توام شود زمينه خلاقيت و نوآوري ها به معناي دقيق آن فراهم مي شود به شرط آنكه بتوانيم به علايق بچه ها شكل داده و آن را پرورش دهيم. تخيل و پديده خلاقيت امري است همگاني و در نزد بزرگسالان به ندرت مشاهده مي شود و بيانگر مسئوليت خطير معلمان و صاحب نظران تعليم و تربيت و فرهنگ جامعه در پرداختن به اين مهم و ارائه طريق براي توسعه و روش آزاد منشانه تربيت و آسان گير در محيط خانه و مدرسه است. معمولاكودكان به سوي انجام كاري هدايت مي شوند كه انگيزه بيشتري در آن كار داشته باشند. والدين و مربيان بايد بتوانند اصل و انگيزه دروني خلاقيت را درك كرده و آن را به كار برند. اين آغاز بسيار قوي براي تشويق خلاقيت در كودكان است. انگيزه دروني ممكن است تا حدي فطري باشد. اما تا حدود بسيار زيادي به محيط اجتماعي بستگي دارد. نكته مهمي كه بايد در بازي كودكان به خاطر داشته باشيد، اجتناب از كنترل بيش از حد آنان مي باشد. اگر دانش آموز شما در تفكر براي يافتن طرز انجام كاري دچار مشكل مي شود به او يك فرصت كوتاهي بدهيد تا خود آن را تجربه كند و راه حل آن را بيابد. والدين و مربياني كه آزادي عمل به كودكان مي دهند و فعاليت هاي كودكان را محدود نمي كنند احتمال بيشتري وجود خواهد داشت كه خلاقيت را در كودكان پرورش دهند. اگر دانش آموزان احساس كنند كه مربيان براي آنان ارزش قائلند و به آنها احترام مي گذارند از عزت نفس بيشتري برخوردار خواهند شد مربيان بايد از نظر عاطفي از اعتدال بيشتري بر خوردار باشند. براي پرورش خلاقيت در دانش آموزان به ندرت بايد از جايزه استفاده شود به جاي تكيه كردن به جايزه و تشويق كودكان در حقيقت بايد آنچه را كه درست كرده اند به نمايش گذارده و از آن استفاده كنند. امروزه برروي ارزش حياتي خلاقيت بيش از گذشته تاكيد مي شود. خلاقيت مترادف تيزهوشي نيست و محيط پرورشي خلاقيت ، بسيار مهم و تاكيد كننده است. هنوز هم كشف خلاقيت به روش علمي امكان پذير نيست. جز آنكه خلاقيت ضمن بازي ها و فعاليت ها و تخيلات كشف شود

منبع: روزنامه رسالت
دفعات بازديد: 2295
تعداد بازديدكنندگان: 2223