بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
ارزشيابي خلاقيت
بهمن حوريزاد

اكثر معلمان وقت خود را با طرح پرسش‌هايي تلف مي‌كنند كه هدف آن كشف اين است كه دانش‌آموز چه چيزهايي را نمي‌داند، درحالي‌كه هنر واقعي ارزشيابي و هدف آن بايد كشف اين امر باشد كه دانش‌آموز چه چيزهايي را مي‌داند يا قادر به دانستن آنهاست. (انيشتن، 1920)

علاقه من‌ به‌ غني‌سازي‌ فرهنگ آموزش و مطالعه خلاقيت‌ به‌دليل‌ رشته تحصيلي‌، پژوهش‌ و تدريس‌ در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش‌ عالي‌ و مسئوليت‌هايي‌ است‌ كه‌ در وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌داشته‌ام‌. من‌ مايلم‌ بدانم‌ چگونه‌ مي‌توانم‌ فرهنگ آموزش و خلاقيت‌ را در خودم‌، برنامه درسي‌ دوره‌هاي ‌تحصيلي‌، دانش‌آموزان‌، دانشجويان‌ و همكارانم ‌ارتقا و بهبود دهم‌.

خلاقيت‌، استعداد پر ارزشي‌ است‌ و افراد خلاق‌ كساني‌ هستند كه‌ پيشرفت‌هاي‌ عظيم‌علوم‌ پزشكي‌، ادبيات‌، هنر و... مديون‌ كوشش‌ آنهاست‌.همه ما با درجات‌ مختلف‌ داراي‌ استعداد خلاقيت‌ هستيم‌. درجه مؤثر بودن‌ خلاقيت‌ما با بازده‌ انرژي‌ فكري‌، كوشش‌ و پشتكار در به‌كار بردن‌ مغزمان‌ ارتباط بيشتري‌ دارد تا بااستعداد دروني‌، بنابراين‌ درجه خلاقيت‌ ما در نيروي‌ محرك‌ نامساوي‌ است‌ نه‌ درجه‌ ‌استعداد ذاتي‌.اما چگونه مي‌شود كه يكي از انديشمندان حوزه خلاقيت اظهارداشته است: در شگفتم با گذشت بيش از يك قرن آموزش‌وپرورش رسمي‌(مدرسه‌اي) هنوز ته مانده خلاقيت باقي است! چه مي‌توان كرد؟

وقتي‌ ارزشيابي‌ در خدمت‌ يادگيري‌ و براي‌ يادگيري‌ باشد و به‌ دانسته‌ها توجه‌ داشته‌ باشد، اعتماد به نفس‌ دانش‌آموزان‌ رشد بهتري‌ خواهد داشت‌ و بر يادگيري‌هاي‌ بعدي‌ او مؤثر خواهدافتاد و با اين‌ رويكرد تمام‌ دانش‌آموزان‌ كلاس‌، طعم‌ موفقيت‌ و پيشرفت‌ را خواهند چشيد.

ما نمي‌توانيم‌ از طريق‌ وزن‌ كردن‌ ماهي‌ها، آنها را چاق‌تر كنيم‌. به‌ همين‌ طريق‌ نمي‌توانيم‌ با ارزشيابي‌ و نمره‌ دادن‌، موجب پيشرفت دانش‌آموزان شويم. به‌عنوان‌ ايجاد انگيزه‌ مهم‌است‌ كه‌ از طريق‌ تدريس‌ دانش‌آموزان‌ را تغذيه‌ كنيم‌ و ارزشيابي‌ها را تا رسيدن‌ به‌ سطح‌ كيفي‌ادامه‌ دهيم‌. پس‌ از آن‌ مي‌توان‌ از طريق‌ ارزشيابي‌ و نمره‌گذاري‌ آنها را وزن‌ كرده‌، به‌ارزشيابي‌ تا آن‌جا بهادهيم‌ كه‌ دريابيم‌ همه مطالب‌ براي‌ همه دانش‌آموزان‌ جا افتاده‌است‌.

نگاهي‌ نو به‌ ارزشيابي

باتوجه‌ به‌ رويكردهاي‌ جديد در محتواي‌ برنامه‌هاي‌ درسي‌ و ضرورت‌ سمت‌گيري‌ به‌سوي‌تفكر خلاق‌، مهارت‌هاي‌ حل‌ مسئله‌، تفكر نقادانه‌، يادگيري‌ ارزش‌هاي‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌و...، ارزشيابي‌ نيازمند به‌كارگيري‌ راهبردهاي‌ غيرسنتي‌ است‌.
اصول‌ مهم‌ و زيربنايي‌ در ارزشيابي‌ پيشرفت‌ تحصيلي:

1- نخستين‌ و اساسي‌ترين‌ اصل‌ ارزشيابي‌، بهبود يادگيري‌ و آموزش‌ است‌. ارزشيابي‌ كارآمد، بازخوردهاي‌ لازم‌ را جهت‌ اصلاح‌ و بهبود يادگيري‌ به‌ دانش‌آموز، اولياي‌ وي‌، معلم‌ و مسئولان‌ و سياستگذاران‌ارزشيابي‌ ارائه‌ مي‌دهد.

2- روش‌هاي‌ ارزشيابي‌ بايد آنگونه‌ باشد كه‌ از طريق‌ آن‌ دانش‌آموز بتواند آنچه‌ را كه‌مي‌داند، نشان‌ دهد، نه‌ آنچه‌ را كه‌ نمي‌داند.

3- ارزشيابي‌ بايد همه هدف‌هاي آموزشي‌ (سطوح پايين، متوسط و عالي)را دربرگيرد.


4- كيفيت‌ تكاليف‌ ارزشيابي‌ صرفاً نبايد از طريق‌ نمره‌گذاري‌ (كمي‌) تعيين‌ شود.

5- ارزشيابي‌ بايد منصفانه‌ و عادلانه‌ و واقع‌بينانه‌ باشد.

6- ارزشيابي‌ بخشي‌ از فرايند ياددهي‌ - يادگيري‌ است‌ و معلم‌ را از چگونگي‌ انطباق‌ و يا تغيير روش‌ تدريس‌ خود طي فرايند ياددهي‌ - يادگيري‌، مطلع‌ مي‌سازد.

7- روش‌هاي‌ ارزشيابي‌ فردي‌ و گروهي‌، مقياس‌هاي‌ رتبه‌بندي‌ و گرفتن‌ اطلاعات‌ از منابع‌مختلف‌ اهميت‌ دارد.

ارزشيابي‌هاي‌ سنتي‌، مبتني‌ بر نظريه‌هاي‌ سنتي‌ هستند، كه‌ هوش‌ و استعداد را پديده‌ ‌منفرد و جداگانه‌اي‌ مي‌دانند كه‌ از هوش‌ عمومي‌و كلي‌ سرچشمه‌ مي‌گيرد. امروزه‌ پشتوانه‌ ‌نظري‌ ارزشيابي‌ هوش‌هاي‌ چندگانه‌ (Mi) كه‌ براساس‌ آن‌ هرفرد دنيا را از طريق‌ 8 الي‌ 9 وجه‌مي‌تواند بشناسد و يادگيري‌ درباره آن‌ كسب‌ كند، بيشتر شده‌ است‌.

8- در موقعيت‌هاي‌ زندگي‌ واقعي‌، كمتر پاسخ‌هاي‌ درست‌ يا صرفاً غلط مطرح‌ مي‌شوند. هدف‌ از ارزشيابي‌ بايد مهارت‌هاي‌ زندگي‌ و يادگيري‌ پايدار باشد و بيشتر بر مسئله‌يابي‌ تأكيد كند و نه‌ حل‌ مسئله‌.

9- ارزشيابي‌ پيشرفت‌ تحصيلي‌ دانش‌آموز بايد شواهدي‌ از انگيزش‌ و ميل‌ او را به‌يادگيري‌ نشان‌ دهد و به‌ تغيير در برنامه درسي‌ برحسب‌ علايق‌ و انگيزه‌هاي‌ دانش‌آموز منجر شود.

10- در ارزشيابي‌ بايد مهارت‌هاي‌ تجسمي‌، تصويرپردازي‌ ذهني‌، خلاقيت‌، مهارت‌هاي ‌اجتماعي‌ و مهارت‌هاي‌ مربوط به‌ روابط انساني‌، كنجكاوي‌، اكتشاف‌ و جست‌وجوگري‌، همكاري‌، طرح‌ سؤالات‌ غيرمتعارف‌ و ارائه پاسخ‌هاي‌ غيرمتعارف‌ و اشتياق‌ براي‌جست‌وجو، يافتن‌ راه‌حل‌هاي‌ جديد و در نهايت‌ به‌ رشد و تحول‌ تفكر خلاق‌ بينجامد و همواره‌ پرسش‌هايي‌ مطرح‌ شود كه‌ سطوح‌ پيشرفته دانش‌آموزان‌ را هم‌ در برگيرد و چالش‌هاي‌ شناختي‌ و تفكر ايجاد كند.

11- ارزشيابي‌ بايد موفقيت‌ دانش‌آموزان‌ را حمايت‌ كند، پسخوراند مثبت‌ ايجاد كند و دانش‌آموزان‌ را براي‌ مشاركت‌ فعالانه‌ در رشد و تحول‌ خويش‌، ترغيب‌ نمايد.

12-  به‌منظور غني‌سازي‌ فرهنگ‌ آموزش‌ و ارزشيابي‌، همه‌  ‌گروه‌هاي‌ درگير در ارزشيابي‌ يعني‌ معلمان‌، تهيه‌‌كنندگان آزمون‌ها، دانش‌آموزان‌ و والدين ‌آنها، بايد نگرش‌ جديد نسبت‌ به‌ ارزشيابي‌ پيدا كنند و دريابند كه‌ ارزشيابي‌ به‌ تنهايي‌ يك‌هدف‌ آموزشي‌ نيست‌، وسيله‌اي‌ براي‌ تحقق‌ بخشيدن‌ به‌ تغييرات‌ آموزشي‌ و حركت‌ به‌سمت‌ غني‌سازي‌ فرهنگ‌ آموزش‌ و بالابردن ظرفيت‌هاي مغزي است‌.

روش ارزشيابي

* نگاه كردن به آنچه دانش‌آموزان توليد مي‌كنند. (سنجش محصولات)
*
مشاهده كردن   به هنگام كاركردن.
*
سؤال كردن از دانش‌آموزان درباره آنچه انجام مي‌دهند.(سؤال‌هاي معطوف به گذشته.

مثل: مي‌تواني بگويي چگونه آن كاررا انجام دادي؟ خيلي جالب است. از كجا فهميدي؟ چگونه توانستي اين همه اطلاعات به دست آوري؟ مي‌تواني بگويي چگونه از دايره‌المعارف استفاده كرده‌اي؟، سؤال‌هاي معطوف به آينده مثل: مي‌تواني به من بگويي چگونه آن را انجام خواهي داد؟ مي‌تواني به من بگويي هنگام رفتن به كتابخانه، براي پيداكردن آن كتاب چه خواهي كرد؟ چگونه اطلاعات بدست آمده را سازماندهي خواهي كرد؟ سؤال‌هاي مفهومي‌عميق: مي‌تواني بگويي كه چرا آن مطلب را براي يادداشت كردن از اين كتاب انتخاب مي‌كني؟ مي‌تواني بگويي چگونه از عهده تنظيم مطالب آن برمي‌آيي؟)

*درگيركردن دانش آموزان: خودانديشي و نقد كار خود و ديگران براساس ملاك‌ها و معيارها.
*
ثبت رويدادها و نگهداري سابقه پيشرفت، با هدف اصلاح و بهبود فرايند يادگيري از طريق عمل.

نقش‌ ارزشيابي‌ در رشد‌ خلاقيت‌


مطالعات‌ پژوهشي‌ و مشاهدات‌ عمومي‌در كلاس‌هاي‌ درس‌، حاكي‌ از اين‌ است‌ كه‌ معلمان‌مي‌توانند از ارزشيابي‌ به‌منظور بهبود بخشيدن‌ و ايجاد رشد و تحول‌ خلاقيت‌ استفاده‌ كنند. (گيلفورد، 1986، هرمان‌، 1990، تورنس، 1995، دوبونو، 1995).
چگونه‌ مي‌توان‌ از ارزشيابي‌ براي‌ رشد خلاقيت‌ دانش‌آموزان‌ استفاده‌ كرد؟

دانش‌آموزان‌ براي‌ اين‌كه‌ بتوانند تفكر خلاق‌ داشته‌ باشند، نياز به‌ دانش‌ پايه‌ در آن‌ زمينه‌دارند. ارزشيابي‌ از طريق‌ فراهم‌ ساختن‌ هدف‌هاي‌ روشني‌ كه‌ بايد كسب‌ شوند و با فراهم‌ آوردن‌معيارهاي‌ واضح‌ و روشني‌ كه‌ بايد پيگيري‌ شوند و نيز از طريق‌ ارائه بازخورد نسبت‌ به‌فرايند و محصول‌ كار دانش‌آموزان‌ به‌ فرايندهاي‌ خلاق‌ جهت‌ مي‌بخشد. (هرمان‌ و همكاران‌، 1992) اهداف‌ ديگري‌ مثل‌ يك‌ مسئله‌ از طريق‌ توليد فرضيه‌ها يا توليد يك‌ محصول‌ خلاق‌نيازمند ارائه الگوهايي‌ از خلاقيت‌ است به‌طوري‌كه‌ آنها بتوانند معيارها را مقايسه‌ كنند.

چندين‌ نمونه‌ از توليدات‌ خلاق‌ با معيارهاي‌ بالا و پايين‌ را مي‌توان‌ به‌ آنها ارائه‌ داد و درباره ويژگي‌هاي‌ محصولات‌ مختلف‌ به‌ويژه‌ مشخصات‌ كيفيت‌ بالاي‌ خلاقيت‌ به‌ بحث‌بپردازند. در اين‌ مورد شيوه ارزيابي‌ بايد مناسب‌ با نوع‌ اين‌ فعاليت‌ باشد و در مورد آن‌ از طريق‌ ارتباط شخصي‌ و بحث‌ و پرسش‌ از خود دانش‌آموزان‌ در فرايند كار خلاق‌ و توليد بايد به‌ بررسي‌ پرداخت‌.

ابعاد و عناصر خلاقيت

براساس‌ نظريه گيلفورد، كسي‌ داراي‌تفكر واگرا و خلاق‌ است‌ كه‌ بتواند با سيالي‌، ابتكار، انعطاف‌پذيري‌ و بسط جزئيات‌ و...بيشترفكركند.براين اساس آنچه بايد ارزيابي شود، رشداين ابعادوعناصراست.

با توجه به آنچه گفته شد، شايسته است ضمن رعايت اصول مهم و زيربنايي و تاكيد بر غني‌سازي‌ فرايند ارزشيابي، آنچه را كه بايد ارزشيابي شود، مدنظر داشت و  از تكنيك‌هايي چون: ياري رساندن به دانش‌آموزان از طريق خودارزشيابي و خودانديشي، ارزشيابي توسط همكلاسان و به كارگيري راهنماي ارزشيابي براي رشد ويژگي‌ها و بهبود رفتار خلاق، غني‌سازي‌ فرايند ياددهي -يادگيري و فرهنگ ارزشيابي را تسهيل‌سازيم. اين ارزشيابي سه جزء: دانش، مهارت‌هاي خلاقيت و انگيزه را بايد مورد سنجش قراردهد.

منبع: روزنامه همشهري

دفعات بازديد: 2422
تعداد بازديدكنندگان: 2357