بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
گوش كردن دوسويه؛ پايه يادگيرى
زهرا پورجوشقانى-كارشناس تعليم و تربيت

در آغاز زندگى ما به طور طبيعى شنوندگان خوبى هستيم، در زمان كودكى و شيرخوارگى با نگاه كردن، گوش دادن، تقليد كردن و ارتباط برقرار كردن يادگيرى را آغاز مى كنيم و سخن گفتن را نيز دقيقاً از زمانى فرامى گيريم كه خوب شنيدن را آغاز مى كنيم، اما چگونه مى شود كه كودكان وقتى بزرگ مى شوند به مراتب كمتر گوش مى دهند و رفته رفته اين خصوصيت را از دست مى دهند تا جايى كه پس از مدتى فقط آن چيزى را كه دوست دارند مى شنوند و از شنيدن و تمركز روى شنيده هايى كه براى آنها اهميت ندارد پرهيز مى كنند.
در گوش دادن در دنياى واقعيات چه چيزى وجود دارد كه اين قدر شنيدن و يادگيرى را دشوار مى كند
آنچه مسلم است اين است كه شنيدن و تمركز براى شنيدن، آرامش كودكان را برهم مى زند و از اين رو براى آنان بالقوه يك تهديد محسوب مى شود. كودكان براى يادگرفتن آموزه ها، كه غالباً به شكل دستورى از سوى بزرگسالان مطرح مى شود مجبور به شنيدن هستند. آنها بايد گوش بدهند تا توضيحات را ياد بگيرند، بايد گوش بدهند تا به خاطر بياورند، تشخيص بدهند و بفهمند و از آنجا كه انجام اين كارها مستلزم اين است كه آنان از امور و مسائل مورد علاقه خود چشم پوشى كرده و روى داده هاى ديگر متمركز شوند بنابراين وضع موجود آرامش كودكان را برهم زده و براى آنان احساس ناخوشايندى توليد مى كند.
گوش دادن يكسويه
در سال هاى آغازين زندگى، يادگيرى از طريق گوش دادن يكسويه انجام مى پذيرد به اين نحو كه كودك با گوش دادن به صداهاى محيط و خانواده خود بدون هيچ اجبارى دانسته ها را كسب مى كند، او به تدريج آموخته هاى خود را حلاجى و سبك و سنگين كرده و در نهايت در كمال آرامش آنها را بر زبان آورده و يا به كار مى بندد.در گوش دادن يا ارتباط يكسويه، يادگيرى براى كودك با استفاده از كمترين سطح تمركز جبرى و در حقيقت از نوعى كشف و شهود ناشى مى شود.
او در ابتدا صداهاى پيوسته محيط، نظير صداى تلويزيون، جاروبرقى، موسيقى، آواز پرندگان، صداى عبور و مرور اتومبيل ها را مى شنود. اين اصوات در مغز او جارى مى شوند بدون اين كه آنها را از هم متمايز كند و تشخيص دهد كه هر كدام صداى چيست.
در مرحله بعد او براساس كشف و شهود به تدريج خاستگاه اين اصوات را تشخيص مى دهد و مى تواند آنها را از يكديگر تفكيك كند.
در گوش دادن يكسويه كودك احساس آرامش مى كند. زيرا او در اين هنگام مجبور نيست در برابر شنيده ها واكنشى نشان دهد، چيزى را از روى اجبار به خاطر بسپارد و يا سؤالى را پاسخگو باشد و در نتيجه چيزى وضعيت و آرامش او را تهديد نمى كند.
گوش دادن دوسويه
هر چند گوش كردن يكسويه پايه يادگيرى محسوب مى شود، اما آنچه كه بعدها براى يادگيرى تحصيلى، علمى و مهارت هاى اجتماعى مطرح مى شود گوش كردن دوسويه است و اين همان چيزى است كه با عبور از سن خردسالى مطرح مى شود و غالباً براى كودكان به ويژه در سال هاى اوليه تحصيل ناخوشايند، خسته كننده و عذاب آور است، زيرا آنان اولاً مجبور هستند از دنياى خوشايند كشف و شهود، گوش دادن يكسويه و دوست داشتنى هاى خود جدا شوند، ثانياً مجبورند براى يادگيرى روى يك موضوع ناشناخته تمركز كنند، ثالثاً موظفند اطلاعات به دست آمده را تشخيص دهند، درك كنند، در ذهن خود آن را پردازش كنند و در نهايت هر موقع كه از آنها خواسته شد، اين اطلاعات را دوباره به خاطر بياورند و يا آن را بازگو كنند و رابعاً در صورت ناموفق بودن در هر يك از اين مراحل بايد آمادگى سرزنش، تنبيه و محروميت را داشته باشند.
در حالى كه در گوش دادن و يادگيرى از طريق ارتباط يكسويه كودكان اولاً به سوى علاقه مندى ها و موضوعات خوشايندى كه توجه آنها را جلب مى كند گرايش پيدا مى كنند. ثانياً آنان براثر كشف و شهود و بازى به اطلاعات جديد دست پيدا مى كنند و ثالثاً هيچ فشار، اجبار، امتحان و يا تنبيهى انتظار آنان را نمى كشد.
راه حل
به نظر مى رسد بهترين راه براى حل اين مشكل ايجاد پيوند بين اين دو روش يادگيرى يعنى گوش كردن يكسويه و دوسويه باشد.
در حقيقت بايد كمك كرد تا كودكان پيش از ورود به دبستان و آغاز تحصيل رسمى با «تمركز» به عنوان حلقه واسط بين اين دو نوع گوش دادن آشنا شوند. در گام اول بايد با افزايش توانمندى و تمايل كودكان به گوش دادن در تقويت تمركز آنان بكوشيم.
مى توان با به كار بردن شيوه هاى مختلف در سنين خردسالى به راحتى كودكان را با تمركز و مهارت هاى گوش دادن آشنا كرد.
* با فرزندمان صحبت كنيم و تا حد امكان مكالماتى را فراهم كنيم كه عارى از انتقاد، سرزنش، بازخواست و پيام هاى منفى ديگر باشد.
* براى او كتاب بخوانيم و درباره مطالبى كه خوانده ايم با او صحبت كنيم تا او به طور غيرمستقيم با گوش دادن و فهميدن آشنا شود.
* زمانى كه برايش صحبت مى كنيم به او نگاه كنيم. اين كار او را تشويق خواهد كرد تا او نيز به ما نگاه كند و با دقت بيشترى به توضيحات ما گوش كند، اين آغاز ارتباط غيركلامى و توانمندى براى خواندن غيرارادى و بى اختيار است.
* او را به خواندن آوازها و شعرهاى كودكانه تشويق كنيم، به ويژه آن دسته از شعرهايى كه در آن حركات كودك مكمل شعر است و كودك بايد همزمان با شعر حركتى را به نمايش بگذارد و يا شعرهايى كه شامل مصراع هاى تكرارى با ترجيع بند باشند، زيرا كودك هنگام يادگيرى اين اشعار و اجراى آن در برابر جمع به طور غيرمستقيم نياز به تمركز، گوش دادن و فهميدن دارد.
* بازى، نقاشى، ورزش و گردش و هر كارى كه احتياج به تمركز دارد.
* گوش دادن به صداها و تمركز روى آن با چشم بسته در مكان هاى مختلف نظير باغ ها، پارك ها، خيابان هاى شلوغ و يا گوش دادن به موسيقى و آهنگ هاى راديو
* بازى حدس زدن صدا، مثل «من كى هستم » كه در آن كودك بايد صداى هر حيوان يا موضوعى را كه از آن تقليد مى شود، شناسايى و توصيف كند.
* مهمتر از همه گوش كردن به حرف كودك، كه به همين خاطر او گوش دادن به حرف هاى ما و ديگران را ياد خواهد گرفت.

منبع:سايت پژوهشگاه آموزش و پرورش

دفعات بازديد: 2257
تعداد بازديدكنندگان: 2209