بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
تصوير مسلمانان در كتاب‌هاي درسي غرب

شماره 94 مجله « موعود » با عناوين زير منتشر شده است: نيازمند پرستشيم نبرد گسترده و بي‌امان براي فراموشي غدير فضايل و مناقب اميرالمومنين (ع) در صحيحين درآمدي بر تربيت نسل منتظر وضعيت اينترنت در ايران احتجاج امام علي (ع ) به غدير تصوير اعراب و مسلمانان در كتاب‌هاي درسي غرب آن روز كه يك مسيحي عاشق علي شد شيعه در چند خط دل شكسته اي كه گرم شد و تعدادي عناوين ديگر.
از ميان مطالب و عناوين مذكور مقاله « تصوير اعراب و مسلمانان در كتاب هاي درسي غرب » را كه نوشته عبدالمحسن بن سالم اقليمي است براي بهره مندي خوانندگان درج مي كنيم .

كتاب‌هاي درسي انگلستان
در اين پژوهش محتوا و پيام هاي 30 جلد كتاب درسي درس هاي تاريخ جغرافيا و اديان مورد بررسي و موشكافي قرار گرفته است . در اين مطالعه اين نكته بسيار مهم مورد توجه بوده كه اين كتاب ها چه تصويري از عرب ها و مسلمانان ارائه داده و چه افكاري را در اين خصوص به دانش آموزان انگليسي القا مي كنند. اينكه نويسندگان در اين راه چه روشي در پيش گرفته اند; آيا ديدگاه هايي بي طرفانه نسبت به اين موضوع داشته اند آيا ديدگاه آنان مثبت بوده يا مغرضانه
به طور كلي در اين كتاب ها هنگامي كه از جنگ هاي صليبي درگيري اعراب با اسرائيل ديدگاه برخي نويسندگان غربي نسبت به اسلام و ارتباط دادن اسلام به مسئله تروريسم و جهاد سخن گفته مي شود تصويرهاي نامناسب و منفي ازمسلمانان و اعراب نشان داده مي شود.
آشنايي با اسلام
ارائه اسلام در كتاب هاي درسي انگلستان حاوي مفاهيم نادرست زير است :
به تصوير كشيدن اسلام به عنوان مجموعه اي از اصول و آداب و مراسم خاص معرفي تصوف به عنوان نماينده كامل دين اسلام آداب و مراسم دين اسلام اسطوره اي دانستن طرح اين سئوال كه جنگ هاي صليبي در اسلام جنگ فرهنگي بوده يا جنگي ديني استفاده از شرايط تاريخي براي توجيه حمله اروپايي ها در جنگ هاي صليبي ارتباط دادن اسلام به تروريسم و گروه هاي تندرو معرفي نادرست جهاد اسلام و ربط دادن آن به حوادث يازدهم سپتامبر آمريكا ارائه اطلاعات نادرست از اسلام و اعراب عموميت بخشيدن هاي نادرست در مورد موضوعات مختلف بي عدالتي و بي انصافي هنگام معرفي دين اسلام در مقايسه با اديان ديگر.
به عنوان مثال كتاب « پژوهشي در اديان » در فصل مربوط به دين اسلام تمركز زيادي بر اين نكته دارد كه تصويري بسيار مبهم و محدود در چارچوب اوامر و نواهي (اين كار انجام بده و آن را نه اين حرام است و آن حلال اين مباح است و آن غيرمباح ) از دين اسلام ارائه دهد تا آنجا كه خوانندگان غربي با مطالعه اين گونه كتاب ها حقيقت دين اسلام را به عنوان ديني كه رسالت انساني و فرهنگي كامل و جهاني دارد نمي شناسند بلكه تنها چيزي كه از اسلام درك مي كنند اين است كه دين اسلام ديني داراي آداب و رسوم بسيار سخت گيرانه و دقيق است كه اين احكام و آداب را مي توان در مسئله حرام و حلال يا آداب و مراسم ديني خاص آن خلاصه كرد و در اين ميان اشاره اي به ابعاد فرهنگي و تمدني و آباداني زمين كه اسلام دستورهاي زيادي در مورد آن داده است و همچنين پاي بندي به واجبات ديني و امنيت و صلح نمي شود.
مرتبط دانستن اسلام با تروريسم و گروه هاي تندرو
با اينكه تروريسم يك موج جهاني است كه هيچ گونه دين وطن يا مليتي نمي شناسد اما در كتاب هاي درسي انگلستان مشاهده مي شود كه نويسندگان آن تمايل دارند در ضمن سخن گفتن از اسلام و مسلمانان جنگ ها و خشونت تروريسم به طور غيرمستقيم اسلام و تروريسم را به هم ربط دهند و دين اسلام را ديني تروريست پرور معرفي كنند. اين در حالي است كه مولف هنگام سخن گفتن در مورد اديان ديگر به هيچ وجه چنين ديدگاه و تمايلي ندارد.
به عنوان مثال در مورد ربط دادن اسلام به تروريسم در كتاب « پژوهشي در اديان » مولف در صفحه 154 بدون اينكه اشاره اي به ترس مسلمانان از تروريسم داشته باشد در بخش پاياني آن با اشاره به وجود تروريسم در ميان مسلمانان به صورت كلي و عام در اين مورد سخن مي گويد و بي گمان ابراز ترس از تروريسم ذيل عنوان اسلام به طور غيرمستقيم اين نكته را به مخاطبان القا مي كند كه حتما ميان اسلام و تروريسم رابطه محكمي وجود دارد و اين نكته اي است كه ما در مقدمه از آن به عنوان عموميت بخشيدن هاي نادرست براي ايجاد ارتباط موضوع هاي مختلف با هم در ذهن خواننده سخن گفتيم . يكي ديگر از نمونه هاي اين موضوع كتاب درگيري اعراب با اسرائيل (2003 ) است . مولف اين كتاب در صفحه 154 گروه هاي تندرو را ملازم با اسلام مي داند و به اين نكته اشاره مي كند كه اين گروه هاي تندرو محبوبيت خاصي در ميان قشر فقير مسلمانان دارند و اين اقشار آنها را به ديده احترام مي نگرند و آنها را قهرمان به شمار مي آورند در صفحه 155 اين كتاب روش و اخلاق علمي و محققانه كنار گذاشته شده و مي گويد تنها شمار بسيار اندكي از مسلمانان مخالف اين گونه رفتارهاي تندروانه و اعمال تندروانه هستند و در اين راه پيش داوري هاي غيرعلمي و نادرستي دارد البته هيچ گونه دليل و مدركي براي اثبات اين ادعا وجود ندارد و اين چيزي جز اطلاعاتي نادرست و غيرواقعي نمي تواند باشد.
اسلام دين صلح و آرامش است و پيروان خود را از كشتار ديگران بازمي دارد و جهاد هم تنها براي دفاع از خويش جايز است نه براي تجاوز و حمله به ديگران « وقاتلو في سبيل الله الذين يقاتلونكم ولاتعتدوا ان الله لايحب المعتدين » 1
اما آيات قرآني ديگر را كه به مسلمانان دستور مي دهد با غيرمسلمانان بجنگند بايد در چارچوب شرايط اجتماعي و علل قبل و بعد آن مورد مطالعه و بررسي قرار داد و دانست كه در آن زمان چه شرايط و موقعيت هايي وجود داشته كه قرآن چنين دستوري داده است زيرا اسلام به طور كلي مسلمانان را تنها براي دفاع از خود به جنگ با غيرمسلمانان فرامي خواند.
از جمله مواردي كه نشان مي دهد اين كتاب ها تمايل دارند رابطه ميان اسلام و خشونت را در ذهن دانش آموزان بسيار محكم و ناگسستني نشان دهند مطلبي است كه در صفحه 61 كتاب « اديان جهان معاصر » (2002 ) تحت عنوان « آيا اسلام دين خشونت است » آمده است مولف در اين بخش مي گويد : خبرهاي زيادي در مورد تروريسم اسلامي به گوش مي رسد » . به عنوان مثال گروه هاي مسلمان فلسطيني كه به كاروان هاي اسرائيلي حمله مي كنند و آن را منفجر مي كنند همچنين خبرهايي از بمب گذاري مسلمانان در فرودگاه ها و هواپيماربايي آنها مي شنويم . اين گونه به نظر مي آيد كه مسلمانان بسيار تندرو هستند. اين اخبار شايد باعث ايجاد نوعي احساس مبني بر اينكه اين گروه نماينده تمام مسلمانان هستند و همه مسلمانان چنين ديدگاه هايي دارند بشود و مردم اين گونه تصور كنند كه اسلام دين خشونت است .
بدنمايي جهاد
كتاب « اديان جهان معاصر » در بخش دين اسلام در مورد جهاد ديدگاهي تا حدودي بي طرفانه دارد اما مولف در اين بخش سخن خود را اين گونه به پايان مي رساند : « جهاد ممكن است باعث به وجود آمدن يك جنگ و درگيري سخت براي برپايي دين اسلام و اجراي قوانين و اصول اسلامي در تمام جهان و در ميان تمام ملل شود . » (صفحه 55 ) اين تصوير از جهاد و اهداف آن ممكن است اين گونه به مخاطب القا كند كه جهاد ابزاري توسعه طلبانه براي تسلط بر مردمان ديگر يا وسيله اي ويرانگر است و ممكن است كه از آن اين گونه فهميده شود كه مجبور كردن مردم به اين كار بسيار مفيد و سودبخش است .
لازم به يادآوري است كه بنابر آيات قرآني جهاد تنها براي دفاع از خود جايز است .
يكي ديگر از اين نمونه ها كتاب « اسلام » (1999 ) است كه در صفحه 91 آن احكامي نادرست در مورد خريد گوشت و غذاها از فروشگاه ها آمده است . در اين كتاب آمده است كه مسلمانان اگر مطمئن نباشند كه گوشت حلال است و به روش اسلامي ذبح شده نبايد آن را خريداري كنند. ضمنا مي گويد اگر آنها نتوانند از اين امر اطمينان حاصل كنند همانند گوسفنداني هستند كه بايد فقط از رژيم گياهي استفاده كنند و گياه خوار شوند حتي اگر خود تمايلي به آن داشته باشند. مطمئنا اين مسئله در مورد اكثريت مسلمانان صادق نيست بلكه بنابر فتواي اكثر فقهاي اسلام و بنابر آيه قرآني « وطعام الذين اوتوالكتاب حل لكم وطعامكم حل لهم » 2. حيواناتي كه توسط اهل كتاب ذبح مي شود را مي توان خورد و اين كار حلال است و مسلمانان در طول تاريخ اين اصل را اجرا مي كرده اند » .
بعد تاريخي : جنگ هاي صليبي ; جنگي فرهنگي يا ديني
اين پاراگراف عنوان اصلي كتاب « جنگ هاي صليبي ; جنگ فرهنگ ها » (2002 ) است : آيا جنگ هاي صليبي جنگ هايي فرهنگي بوده يا جنگ هايي ديني و ممكن است سئوالات ديگري نيز به ذهن برسد مانند اينكه : آيا فرهنگ ها به درگيري و جنگ با هم مي پردازند يا تكامل مي يابند آيا اديان آسماني كه براساس اصل تسامح و صلح بنا شده جنگ با ديگران را جايز مي شمارند اروپايي ها در قرون وسطي از دين مسيحيت به عنوان ابزاري براي حمله به مسلمانان و اسلام استفاده كردند در حالي كه دين مسيحيت هيچ گونه دستوري در اين مورد ندارد.
كتاب هايي كه در مورد جنگ هاي صليبي نوشته شده بيانگر اين نكته است كه جنگ هاي صليبي نقش زيادي در ايجاد تصورات نادرست و غلط از مسلمانان در ذهن و فكر غربيان دوران معاصر داشته است . به گونه اي كه هنوز رسوبات رواني اين حملات تبليغاتي همچنان به صورت غيرمستقيم تاثير زيادي بر ديدگاه آنان نسبت به مسلمانان دارد. در مقابل اين كتاب اشاره مي كند كه مسلمانان هنوز هم به غرب به دليل جنگ هاي صليبي قرون وسطي به چشم يك دشمن مي نگرند . (صفحه 61 ) كتاب هاي درسي هم در اين مورد سعي مي كنند علل اهداف و نتايج جنگ هاي صليبي را بيان كنند. شايسته بود كه در اين كتاب ها نوشته مي شد كه دين نقشي در آن نداشته و دين تنها بهانه اي براي شروع اين جنگ ها بود و اين جنگ ها ربطي به مسيحيت و اسلام ندارد. بي گمان معرفي نادرست جنگ هاي صليبي باعث تيره شدن روابط ميان مردمان مختلف به ويژه مسلمانان و مسيحيان مي شود.
بعد قوميتي : اين بعد شامل عناصر ذيل است : به تصوير كشيدن فلسطين به عنوان سرزمين اصلي يهوديان فلسطين به عنوان حقي الهي براي يهوديان استفاده از اصطلاحات خاورميانه و شمال آفريقا هنگام سخن گفتن در مورد كشورهاي جهان عرب جانبداري از يهوديان و توصيف مسلمانان به عنوان اشخاصي انزواطلب پرداختن به مسئله درگيري جهان عرب با اسرائيل از منظر صهيونيسم .
كتاب « جنگ هاي صليبي ; جنگ فرهنگ ها » نامي از كشورهاي عربي به عنوان يك كشور مستقل نمي برد در حالي كه موضوع اصلي اين كتاب كه جنگ هاي صليبي است و اين جنگ ها در قلب جهان عرب روي داده است و نويسنده به جاي استفاده از نام كشورهاي عربي از اصطلاحاتي مانند خاورميانه و شمال آفريقا استفاده مي كند و اين خود بيانگر اين مطلب است كه آنها مي خواهند بعد اسلامي و عربي بودن مسئله فلسطين را از آن جدا كنند و آن را يك مسئله سياسي صرف معرفي كنند و در پايان مي خواهند بگويند مسئله درگيري فلسطيني ها با اسرائيلي ها يك مسئله و درگيري سياسي صرف است كه نظير آن پيوسته در جاي جاي جهان در حال روي دادن است و اين موضوع هيچ ربطي به اشغال يك سرزمين و به ناحق آواره ساختن ساكنان اصلي آن به ناحق ندارد.
اين كتاب ها از به كار بردن كلمه اشغال در مورد گروه هاي يهودي كه روستاها و شهرهاي فلسطيني را تصرف كرده اند خودداري كرده و با ناديده گرفتن رفتارهاي اسرائيل آن را به عنوان يك حكومت اشغالگر معرفي نمي كنند و در مقابل برخي اصرار زيادي بر استفاده از كلمه « مي پندارند » در توصيف عدم پذيرش اشغال يهوديان از طرف فلسطيني ها دارند و مي گويند فلسطيني ها مي پيندارند فلسطين متعلق به آنان است .
اين نويسندگان عموما حقوق مشروع و قانوني ملت فلسطين در برپايي يك حكومت فلسطيني بنابر مصوبات و قطعنامه هاي صادر شده از سازمان ملل متحد را ناديده مي گيرند. كتاب هاي درسي انگلستان واژه عرب ها را با واژه هايي مانند عقب ماندگي شكست و خواري در كنار هم مي آورند و سعي در القاي اين مفاهيم به خوانندگان و دانش آموزان خود دارند و اين گونه عنوان مي كنند كه عرب ها توانايي و آمادگي موفقيت و پيروزي را ندارند و به طور كلي تصويري منفي از عرب ها ارائه مي دهند. اين مطلب در كتاب « درگيري اعراب و اسرائيل » بسيار آشكار است و عكس هايي كه اين كتاب در اين مورد آورده نقش زيادي در القاي اين مطلب به دانش آموزان دارد و بديهي است كه تصوير تاثير بيشتري نسبت به كلمات در ذهن خوانندگان و بينندگان به جا مي گذارد به ويژه اگر اين مخاطبان و خوانندگان دانش آموزان كم سن و سال باشند. در اين كتاب تصويري كه از اعراب چاپ شده به صورت اشخاص شكست خورده اسير يا پناهنده يا در حالتي بسيار ابتدايي و بيابانگرد هستند.
به عنوان مثال در صفحه 15 همين كتاب تصويري از عرب هاي شهرنشين را مي بينيم كه سربازان انگليسي آنها را به زندان مي برند و در صفحه 34 آن تصويري از گروهي از اسيران مصري وجود دارد كه به صورتي شرم آور در يك كاميون نظامي اسرائيلي جمع شده و در حال انتقال به جايي ديگر هستند. مجموعه اين تصاوير يك تصوير كلي را در ذهن دانش آموزان انگليسي ترسيم مي كند و آن اينكه عرب ها اشخاصي دائما خوار و زبون و عقب مانده و شكست خورده هستند كه قدرت پيروز شدن بر دشمنان خود را ندارند. در اين كتاب ها مشاهده مي شود كه كتاب هاي تاريخ هيچ گونه سخني از شكست هاي اسرائيل در جنگ سال 1973 به ميان نمي آورند و هيچ گونه تصويري از اسيران اسرائيلي در اين جنگ نيز چاپ نشده و اشاره اي به خسارات وارده به اسرائيل در روزهاي اول اين جنگ نشده است . شايان ذكر است كه اوضاع اسرائيل در آن روزها به گونه اي بود كه ايالات متحده آمريكا وارد كار شد و يك پل هوايي براي كمك به اسرائيل به وجود آورد و براي نجات آن پيشرفته ترين سلاح هاي هجومي آن زمان را در اختيار اسرائيل قرار داد. در حالي كه مصر و سوريه با سلاح هاي دفاعي در حال جنگ بودند.
با وجود همه اين ها ارتش مصر و سوريه به پيروزي هاي قابل توجهي دست يافتند.
در اين پژوهش محتوا و پيام 30 نمونه از كتاب هاي درسي انگلستان مورد رسي قرار گرفت . نتايج اين بررسي نشان مي دهد كه 73 درصد اين كتاب ها به طور كلي گرايش بي طرفانه نسبت به عرب ها و مسلمانان داشته اند 17 درصد آن ديدگاهي مثبت و 10 درصد آن نيز ضداعراب و مسلمانان و القاكننده گرايشات منفي است . مرتبط دانستن اسلام با تروريسم و تندروي شايسته ديني مانند اسلام نيست ديني كه فرهنگ عربي اسلامي را به وجود آورد و اين فرهنگ و تمدن ميراث فرهنگي يونان و ايران و ميراث فرهنگي بسياري از سرزمين هاي ديگر را حفظ كرده و به نسل هاي بعد منتقل كرد. اين فرهنگ و تمدن به حفظ ميراث تمدن هاي ديگر بسنده نكرد بلكه آن را جلو برده و باعث پيشرفت و گسترش آن شد و دانش هاي جديدي مانند جبر به ميراث گذشتگان افزود.
البته اين گونه ايجاد ارتباط ها در شان و شايسته مدارس انگلستان كه از جمله پيشرفته ترين مدارس جهان است نيست . و اين با نقش و وظيفه مدارس و اهداف برنامه هاي آموزشي كه به دانش آموزان ضرورت احترام به ديگران و احترام به فرهنگ آنان را آموزش مي دهد در منافات است .
مدارس شرق و غرب شايسته است كه اصول فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و اصول و روح اديان آسماني را به دانش‌آموزان بشناسانند و از ورود ديدگاه‌هاي تحميلي و مغرضانه به متون درسي خودداري كنند.

منبع: روزنامه جمهوري اسلامي 

دفعات بازديد: 2298
تعداد بازديدكنندگان: 2253