بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
شكوفايي مهارت خواندن در ميان دانش‌آموزان ابتدايي

بخش اول‌

معصومه زارع كارشناس الهيات و معارف اسلامي‌

منطقه (2) آموزش و پرورش تهران‌

دوره ابتدايي در واقع يكي از مهمترين و حساس‌ترين دوره‌هاي درسي و آموزشي است. مثل معروف:
خشت اول چون نهد معمار كج‌
تا ثريا مي‌رود ديوار كج‌
بهترين و گوياترين شرح حال دوره ابتدايي است. مهم‌بودن اين دوره از آن جهت است كه كودك از محيط خانواده به محيط جديدي وارد مي‌شود كه بايد بياموزد. اصولاً كودك با نوعي اضطراب متولد مي‌شود و پيوسته نگران از دست دادن عشق خود يعني مادر است. هرگونه جدايي كوتاه‌مدت يا مختصر ميان مادر و كودك به منزله غيبت دايم (نيستي و مرگ) است.
كودك با اضطراب جدايي به دو شيوه با معلم خود ارتباط برقرار مي‌كند يا او را جانشين مادر مي‌كند و بسيار علاقه‌مند به او مي‌شود يا با معلم خود ترشرويي كرده او را عامل جدايي از مادر مي‌داند كه در اينجا معلم بايد نقش پدر و مادر را بازي كند تا نوآموز از محيط جديد رعب و وحشت به خود راه ندهد. بايد روان‌شناس باشد تا دانش‌‌آموزي را كه احتمالاً دچار اضطراب، ترس، سرخوردگي و كمبودهايي است را به درستي هدايت كند.
نوآموز وقتي به محيط جديد خو گرفت، برنامه‌هاي اصلي آموزشي شروع مي‌شود. در اينجا بينش معلم از حرفه خود و تعريفي كه وي از آنچه بايد بياموزاند مطرح مي‌شود. اين گزارش، اختلالات خواندن را بررسي كرده و روش‌هاي كسب مهارت خواندن را بررسي و بازگو مي‌كند.
تفاوت معلم دوره ابتدايي با دوره‌هاي بعدي در اين است كه در دوره‌هاي بالاتر، خود مطالب درسي درصد زيادي از ذهن دانش‌آموز را پر مي‌كند و دانش‌آموز فرصت فكركردن به مسائل ديگر را ندارد، در حالي كه در دوره ابتدايي اينگونه نيست. درست است كه آموزش كار اصلي معلم است. ولي معلم علاوه بر نقش آموزشي، نقش‌هاي ديگري را هم بايد بازي كند و اين در حالي است كه با ظرافت و لطافت خاصي بايد هدفهاي مناسب درسي را براي دانش‌‌آموزان مشخص نمايد.
هر چه ذهن دانش‌آموز از اهدافي كه به دنبال آن هستيم روشنتر شود، مسلما تأثير بيشتري در امر يادگيري وي خواهد داشت. به عنوان مثال اگر به نوآموزان بفهمانيم بعد از يادگيري و خواندن و نوشتن شما قادر خواهيد بود كتاب داستان بخوانيد و يا مي‌توانيد براي دوست و فاميل نامه بنويسيد، دانش‌آموز داراي انگيزه مي‌شود. مطالب هم بايد طوري باشد كه با باورهاي دانش‌آموزان هماهنگي داشته باشد. اگر مطالب درسي مخالف آنچه كه دانش‌آموزان به آن اعتقاد دارند باشد در ذهن آنها دوگانگي پيش خواهد آمد. يكي از مواردي كه بايد روي آن تأكيد كرد و با نهايت تلاش و دقت روي آن كار شود مهارتهاي خواندن است.
خواندن‌
خواندن فعاليتي است كه در آن نمادها، علامتها و حروف به كلمه‌ها و جملاتي با معناي مشخص تبديل مي‌شوند.هدف نهايي از كسب توانايي خواندن، رسيدن به مرحله‌اي است كه بتواند نوشته‌اي را بخواند، آن را نقد و بررسي كند و در نهايت به نيازي از نيازهاي خود پاسخ گويد. گام نخست در رسيدن به توانايي خواندن اين است كه يادگيرنده چه كوچك و چه بزرگسال با چگونگي آرايش حروف و كلمات در متني كه مي‌خواند آشنا شود. مثلا بداند كه زبان انگليسي را از چپ به راست، و زبان‌هاي فارسي، عربي و عبري را از راست به چپ مي‌نويسد و يا اين كه زبان چيني به صورت ستوني، از بالا به پايين نوشته مي‌شود.‌
عمل خواندن به طور كلي اينگونه اتفاق مي‌افتد كه شخص شكل كلمات و عبارات را روي صفحه مي‌بيند، آن‌گاه اين شكل‌ها را از طريق سلسله اعصاب بينايي به مغز او انتقال مي‌يابند و مغز آن‌ها را درك و وارد ذهن مي‌كند. اين جاست كه شخص مي‌تواند بخواند البته شخصي كه توانايي خواندن داشته باشد و نه آدم بي‌سواد.‌
مراحل به كمال رسيدن در خواندن‌
‌1- آمادگي:
در مرحله آمادگي، پيش از آنكه كودك بخواهد يا بتواند از متن آموزشي يا درسي چيزي ياد بگيرد بايد اطلاعاتي را كسب كند كه عبارتند از: دانستني‌هايي بسيار كلي درباره زبان،‌ دانستن نام حروف الفبا و اين كه واژه ملفوظ يعني هر لفظي كه بر زبان جاري مي‌شود از چند صداي متفاوت تشكيل شده است، اين كه هر يك از حروف الفبا داراي صدايي خاص هستند و... در مرحله ‌آمادگي خواندن بايد به اين موارد توجه داشت. در همين مرحله است كه پدر و مادر مي‌توانند، با انجام كارها و فعاليتهايي، اين روند را سرعت بخشند، فعاليتهايي مثل خواندن مطلبي براي كودك و آشناكردن او با شكل نوشتاري زبان، از طريق نشان دادن كلمات و حروف به او، تا در نهايت كودك درك كند عبارات و نوشته‌هايي كه مي‌بيند، دارند داستاني را بازگو مي‌كنند و يا دانش تازه‌اي را به او ياد مي‌دهند.
از ديگر مهارتهاي آمادگي براي خواندن، مهارتي است كه در خلال بازي با كلمه‌ها مثل شعرخواني و ترانه‌خواني به سبب وزن و قافيه‌اي كه در شعر و ترانه هست، حاصل مي‌شود. اين گونه بازيها، به گونه‌اي مناسب به بچه‌ها كمك مي‌كنند، همان‌طور كه به معني كلمات توجه مي‌كنند به صدا و آهنگ آنها نيز توجه كنند. كودكان در اين مرحله با جنبه‌هاي ديگري از زبان نيز آشنا مي‌شوند، مثلاً كمي بزرگتر شوند مي‌توانند ميان خط زبان مادري خودشان و خط زبانهاي ديگر تميز قايل شوند و علايم تجاري و بازرگاني را بشناسند خود را با كتابهاي <شبه خواندني> و غيرخواندني مشغول سازند و از اين نوع كارها.
منبع: روزنامه اطلاعات
دفعات بازديد: 2355
تعداد بازديدكنندگان: 2301