بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
نقش روشهاي تدريس درپرورش خلاقيت كودكان
تهيه‌كننده: زهره بحيرايي (دبستان سلمه)


اين روزها همه جا صحبت از تغيير و تحول نظام آموزشي است. چرا كه نياز به انسانهاي كارا؛ مبتكر و سازنده در كشوري كه در حال توسعه است؛ بيش از پيش احساس مي‌شود. استفاده از روش‌هاي فعال تدريس توسط آموزگاران از آرمان‌هاي دور و دراز آموزش و پرورش بوده و هست.

به زعم صاحب‌نظران و متخصصان تعليم و تربيت؛ استفاده از روشهاي مناسب و مطلوب در ارائه درس نه تنها دانش‌آموزان را بر سر شوق و ذوق آورده و انگيزه يادگيري را در آنان تقويت مي‌كند؛ بلكه معلم را در تبديل محيط كلاس به جامعه‌اي كوچك و دلپذير قادرتر مي‌سازد.

در نتيجه ايجاد و پيشرفت چنين محيط‌هايي است كه حس كنجكاوي دانش‌آموزان برانگيخته شده؛ ارتباط و همكاري دو جانبه معلم و دانش‌آموز افزايش يافته؛ به تفاوت‌هاي فردي توجه خاصي معطوف شده و فعاليت‌هاي يادگيري دانش‌آموزان متنوع‌تر گشته و دانش‌آموزان به تدريج به صورت افرادي متفكر؛ نقاد و تحليل‌گر پرورش يافته و يا مهارت‌هاي زندگي واقعي در اجتماع ارتباط مي‌يابد. ‌

عليرغم تأكيد برنامه‌ريزان نظام آموزشي بر اعمال روش‌هاي فعالانه در تدريس؛ مشاهده مي‌شود كه آموزگاران به دلائل خاصي به اين امر مبادرت نورزيده و از روش‌هاي معمول و سنتي در اداره كلاس استفاده مي‌كنند. اين دلائل اغلب شامل نبود انگيزه كافي در آنان، نبود تجهيزات كافي در مدارس و ساختار نظام آموزشي است. با اين وجود ديده مي‌شود در كشوري كه بيشتر افراد آن را جوانان تشكيل مي‌دهند، از شور و نشاط فن‌آوري و ابتكار آنچنان كه بايد خبري نيست. ‌شايد اغراق‌آميز نباشد اگر گفته شود نظام آموزشي ما در نهايت انسان‌هايي را تربيت مي‌كند كه به نوعي تفكر مونتاژي تجهيز مي‌شوند.

اين درست است كه همه دانش‌آموزان مستعد خلاقيت و ابتكار نيستند ولي آيا نظام آموزشي ما زمينه‌اي را فراهم آورده است تا استعداد آن تعداد بالقوه خلاق شكوفا شود؟ ريشه همه اين معضلات را بايد در زيربناي نظام آموزشي يعني آموزش ابتدايي جستجو كرد. ‌



بيان ضرورت و فوائد پژوهش

بدون ترديد آموزش و پرورش در جوامع امروزي يكي از اركان‌هاي مهم توسعه فرهنگي؛ اجتماعي؛ اقتصادي و ... است. از اين رو اهداف؛ آرمانها و خواستهاي اجتماعي جوامع از طريق تعليم و تربيت تجلي يافته و با پرورش نيروهاي كارآمد و خلاق و برخوردار از دانايي و توانايي لازم براي بكارگيري استعدادها رشد و تعالي افراد و جامعه را به دنبال خواهد داشت.

تورنس و ساير محققان مانند اسميت و درو 3 اصل براي پرورش آفرينندگي به معلمان پيشنهاد مي‌كنند كه عبارتند از:

1-      تشخيص و تميز استعدادهاي كودكان

2-      احترام به افكار و عقايد آنها

  طرح پرسشهاي برانگيزنده و محرك. اين نظريات و عقايد ديگر محققان مؤيد اين مطلب است كه مي‌توان تفكر آفرينشي را در دانش‌آموزان پرورش داد.



خلاقيت چيست؟

خلاقيت يا آفرينندگي<
>‌creativity به معني نوآوري؛ آفرينشگري و ابداع است كه فرد با تركيب كردن؛ حذف نمودن و شيوه‌هاي گوناگون ديگر به ايجاد يك پديده تازه و نو مبادرت مي‌ورزد و به عبارت ديگر خلاقيت ظهور توانايي‌هاي فكري در طرحي نو تجربه‌اي جديد است.

به طور يقين خلاقيت يا آفرينندگي با نحوه تفكر و مقايسه افراد خلاق و غيرخلاق ارتباط دارد. با توجه به اينكه افراد خلاق سريعتر از ديگران فكر مي‌كنند خلاقيت مي‌تواند تركيب جديدي از مواد؛ طرحها؛ حركات؛ آثار؛ نشانه‌ها و نظريه‌ها باشد و حاصل تفكر آفريننده ممكن است كشف و ارائه راههاي تازه در دنياي پيرامون ما باشد. ‌تفكر خلاق با توجه به اينكه اين نوع تفكر از نقطه نظر خلق و ايجاد افكار و نظريه‌هاي جديد با تفكر عادي از جهاني متضاد است، بررسي آن ضروري مي‌نمايد.

در جريان تفكر عادي فرد ممكن است موفق به كشف امر خاصي بشود اما با توجه به معلومات و مفروضات و درك ارتباط آنها و سازمان دادن مفروضات راه‌حل مسأله‌اي را كشف نمايد. در اين جريان او فكر خود را به كار انداخته است و در عين حال آنچه را كشف نموده از ابتدا معين بوده است.

چنانچه همين فرد در جريان حل مسأله‌اي؛ راه‌حل تازه‌اي بر فرض اينكه چنين راه‌حلي در ميان باشد كشف نمايد و خود در يافتن و انتخاب آن مبتكر باشد در اين صورت تفكر او جنبه خلاقيت و دارد. آنچه تفكر خلاق را از تفكر عادي جدا مي‌كند مربوط به اصالت و تازگي نظريه يا فرضيه‌اي است كه فرد متفكر عرضه مي‌دارد. ‌

در تفكر عادي فرد معمولاً از تجربيات قبلي خود استفاده مي‌كند؛ آنها را در زمينه و طرح جديدي قرار مي‌دهد و با تغيير شكل و سازمان آنها در حل مسائل از آنها استفاده كند.

در تفكر خلاق راههاي غيرعادي و غيرمعمول نظر فرد را به خود جلب مي‌كند ممكن است فرد مسأله تازه‌اي را مطرح كند يا فرضيه‌هاي كاملاً غيرعادي به رغم آنچه كه مورد قبول ديگران است ارائه نمايد. پيچيدگي جريان كار در تفكر خلاق و عدم انتظام مراحل مختلف آن تفاوت اينگونه تفكر را با تفكر عادي روشن مي‌سازد.

معمولاً افرادي كه در رشته‌هاي مختلف دانش بشري مسأله تازه‌اي طرح مي‌كنند، فكر و انديشه تازه‌اي بوجود مي‌آورند يا راه جديدي براي مسائل آن رشته ارائه مي‌دهند مبتكر و خلاق ناميده مي‌شوند.

ميان تفكر عادي يا حل مسأله با تفكر خلاق خط مشخص وجود ندارد و عناصري مانند ابتكار و اصالت؛ غيرعادي بودن و پيچيدگي جريان تفكر و عدم انتظار آن ممكن است در تفكر عادي و خلاق هر دو ظاهر شود اما بايد در نظر داشت كه افراد خلاق كمتر تحت تأثير عادات و تلفيقات قرار مي‌گيرند و بهتر مي‌توانند محيط‌ اطراف خود را بشناسند و به خلق افكار و عقايد نو مبادرت ورزند.



عوامل مؤثر در خلاقيت‌

در مورد شرايط و چگونگي پيدايش و ماهيت خلاقيت دو نظر تقريباً متضاد وجود دارد. نظر نخست مبتني بر اين است كه فكر خلاق معلول فعاليتهايي است كه فرد آگاهانه انجام مي‌دهد. منظور اين است كه يك نويسنده؛ هنرمند و يا رياضيدان وقتي مي‌تواند در رشته خود فكر و انديشه نويي بوجود آورد كه ذهن خود را به تلاش و كوشش وا دارد. آنچه را كه ديگران در اين رشته بيان نموده‌اند مورد مطالعه قرار دهد؛ مسائل مختلف را از جهات گوناگون مورد بررسي قرار دهد و در طرح مسائل جديد با پيدا كردن راه‌حل‌هاي نو از روي قصد و اراده و با آگاهي به تحقيق بپردازد.


طرفداران نظر دوم ضمن اينكه دارا بودن اطلاعات كافي را در رشته معين شرط لازم مي‌دانند چند سؤال را مطرح مي‌كنند مثلاً مي‌گويند چرا همه محققان و دانش‌پژوهان موفق به كشف و اختراع راه‌هاي تازه نمي‌شوند؟ چرا ارتباطات ميان پديده‌ها توجه معدودي را به خود جلب مي‌كند؟ براي چه فرد پاره‌اي از تجربيات گذشته خود را به خاطر مي‌آورد و باقي آنها را از نظر دور مي‌سازد؟ چرا افكار نو به طور غيرعادي و كاملاً ممتاز ظاهر مي‌گردد؟ خلاصه اينكه اين دسته عقيده دارند فعاليت‌هاي قسمت ناآگاه ذهن فرد سبب پيدايش افكار و عقايد تازه مي‌شود. ‌

بدون ترديد عوامل ارثي و امور طبيعي و فرهنگي همه در پيدايش و رشد خلاقيت تأثير دارند.

شواهد تاريخي نيز بيانگر آن است كه نويسندگان بزرگ؛ رياضي‌دان‌هاي معروف؛ و مخترعان اغلب در دوران كودكي آثار نبوغ و خلاقيت از خود ظاهر ساخته‌اند. اثر وراثت در پيدايش نيروي ابتكار قابل انكار نيست. افراد بي‌شماري در محيط‌هاي مساعد پرورش يافته‌اند ولي همه آنها موجد فكر و انديشه نو نشدند. با اينكه
عامل ارثي پيدايش استعداد و خلاقيت را در افراد ممكن مي‌سازد در عين حال بروز و رشد اين استعداد تحت تأثير عوامل محيطي قرار دارد. در اجتماعاتي كه فرد انساني بدون توجه به وضع مالي؛ موقعيت اجتماعي و عقيده حق استفاده از فرصت‌هاي تربيتي را دارد و مي‌تواند طبق استعداد و امكانات خود پيشرفت كند معمولاً افراد مبتكر و خلاق بيشتر ديده مي‌شود.‌

بنابراين محيط مساعد چه در زمينه جغرافيايي و چه از لحاظ اجتماعي و فرهنگي در رشد و پرورش قوه ابتكار و خلاقيت در افراد تأثير فراوان دارد.

عوامل محيطي نه تنها سبب پرورش استعدادهاي مختلف افراد مي‌شود بلكه موجباتي براي تحريك و تشويق افراد به خلق انديشه و طرح تازه فراهم مي‌سازد. در اجتماعاتي كه رشد فردي و رفاه اجتماعي از طريق روش علمي در يك وضع رضايت‌آميزي توافق و سازگاري پيدا كرده‌اند، معمولاً مجال پرورش افكار و خلق انديشه‌هاي نو و بروز خلاقيت‌ها بيشتر فراهم مي‌شود. ‌



آنچه تفكر خلاق را ممكن مي‌سازد

1) فرا گرفتن مهارتهاي عقلاني و كسب معلومات ‌

‌2) محركهاي حسي يا پاره‌اي از سرگرمي‌ها، مطالعه طرز كار مخترعان نشان مي‌دهد كه در مواقع خاصي مثل راه رفتن؛ قهوه خوردن و... زمينه ذهني بعضي از آنان براي خلق افكار و انديشه‌هاي نومساعدتر است.

3) طرز تفكر انتقادي و تحليلي ‌

‌4) ابتكار و استفاده از راههاي غيرمعمول در برخورد با پديده‌ها

5) رهايي از جمود رواني و جرم‌گرايي

6) ايده‌آلها و آرزوها

7) قدرت تخيل

8) مساعد بودن عوامل فرهنگي و اجتماعي

آنچه فرد را از تفكر خلاق باز مي‌دارد

1) ترس و اضطراب و نداشتن اعتماد به نفس

2) كارهاي سخت و اجباري

3) مسئوليت‌ها و مشغله‌هاي فراوان و اداري

4) اشتغال به كار و تحقيق در وقت معين و ثابت و انجام آن به صورت عادت‌

5) رغبت شديد به كاري كه با مسأله مورد بحث هيچ نوع ارتباطي نداشته باشد

6) ترس از ادامه نيافتن كار و تحقيق يا احتمال متوقف شدن آن‌

7) تضادهايي كه منشاء پيدايش مشكلات عاطفي شود

8) برخي از بيماري‌هاي جسمي و رواني ‌‌9) اختلال در ترشح برخي هورمون‌هايي كه در رشد و عملكرد سلول‌هاي مغزي مؤثرند.

10) نامساعد بودن محيط فرهنگي و اجتماعي كه زمينه‌ساز خلاقيت و توسعه آن مي‌باشند.

منبع: روزنامه اطلاعات

دفعات بازديد: 8267
تعداد بازديدكنندگان: 7511