بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
جايگاه كمرنگ تعليمات ديني در مدارس
نويسنده: فاطمه شاكري

تعليم و تربيت ديني نتيجه كاركرد مدرسه، خانواده، رسانه‌هاي جمعي و نهادهايي همچون اقتصادي و قضايي در كنار محيط اجتماعي است.
در اين باره بايد گفت وفاداري به باورها و آموخته هاي ديني، مي تواند زمينه ساز تحقق اهداف تربيت ديني باشد و بالطبع پايبند نبودن به آن مانع جدي و آسيب تلقي مي شود. از عوامل آسيب شناسي ديني هم ابتدا خانواده را بايد مورد توجه قرار داد كه اولين كانون رشد و تعالي فرد در ابعاد جسمي و روحي است. به همين خاطر نقش الگويي پدر و مادر در خانواده اهميت فوق العاده اي دارد، چرا كه اقتضاي فطرت كودك و نيازهاي جسمي او موجب مي شود كه او بيشترين ارتباط را با پدر و مادر داشته باشد، ضمن آن كه ميزان تربيت پذيري كودك از والدين بسيار عميق و پابرجاست و كودك با اطمينان و اعتماد، تمام آنچه را كه والدين انجام مي دهند درست و نيكو مي داند، بنابراين تربيت پذيري كودك كم كم به الگوپذيري از آنها تبديل مي شود، اما متاسفانه عده اي از والدين بدون توجه به نقش الگويي خود بر خلاف اهداف تربيتي خويش عمل مي كنند كه اين امر علل متعددي دارد كه از جمله ناآگاهي و جهل در تربيت، ضعف دين و آموزش آن در خود والدين، خودپسندي و دنياخواهي و اختلاف والدين و تعصبات خشك است.

بعضي شرايط محيطي و خانوادگي فرزندان را دچار دوري از دين مي كند و در نتيجه اشكالات خويش را متوجه دين مي داند، حتي در گفت وگو با آنها معتقدند كه اشكالات آنها به كساني كه وظيفه تربيت و سرنوشت آنها را به عهده داشتند، برمي گردد.
علل غفلت در راه تربيت ديني مادي گرايي در خانواده
در حال حاضر حركت به سوي مادي گرايي و اقتصاد پولي و دستيابي به درآمد بيشتر اهميت فراواني پيدا كرده و عواملي مانند ثروت و مقام و تجمل گرايي موجب شده عده اي از مردم براين باور باشند كه اينها ارزش هاي جديدي است كه با ارضاي نيازهاي مادي آنها مي تواند پيشرفت خوبي در زندگي آنها به ارمغان بياورد، برهمين اساس عده اي از طبقات كم درآمد جامعه چرخ زندگي خود را در اين جاده به گردش درآورده اند، به طوري كه ارزش هاي مهم تر زندگي آنها تحت الشعاع قرار گرفته است. رنگ و بوي كانون گرم خانواده با پول سنجيده مي شود، در حالي كه پول هدف پيشرفت نيست وسيله اي براي آن است، در نتيجه بسياري از خانواده ها تربيت بدني و روحي فرزندانشان را به فراموشي سپرده و يا اين موضوع برايشان بي ارزش شده است.
تهاجم دشمن به فرهنگ و تربيت ديني
به خاطر ضعف آموزش ديني در محيط خانواده و مدرسه دشمن مي تواند با تهاجم فرهنگي خود بعضي از آسيب ها را وارد كند. يكي از علل فاصله گرفتن جوانان از دين و مسائل مذهبي، ناآگاهي آنان از دين است. جوانان چون بصيرت و آگاهي كافي از دين ندارند، تحت تاثير تبليغات سوء دشمنان قرار مي گيرند.
ارائه نادرست آموزش هاي ديني
بعضي از خانواده ها در بيان احكام شرعي، خود دچار جهل و ناآگاهي اند و يا اهميت لازم براي انجام وظايف شرعي قائل نيستند، در نتيجه مطالبي را نادرست در اختيار نوجوانان قرار مي دهند و در او سستي به وجود مي آورند كه شايد اين افراد خود نيز آنچه از دين ياد گرفته اند در نتيجه تقليد نادرست از نسل هاي قديم و بدون هيچ مطالعه و تفكري بوده و هيچ گاه درصدد يادگيري هم نبوده اند، ضمن آنكه زمان و موقعيت و مسائل روز را هم نمي شناسند و سپس همانگونه به نسل امروز منتقل مي كنند، بنابراين تقليد كوركورانه و بدون پشتوانه عقلي و منطقي همواره يكي از آفت هاي تربيت در نظر گرفته شده كه بزرگان و عالمان ديني آن را نفي كرده اند.
وجود خرافات در تعليم دين
بعضي از پندارهاي درهم تنيده و خرافي مي تواند باور متداول و بي اساسي شود كه در تعارض باارزش هاي ديني و فرهنگي جامعه قرار دارد كه به شيوه ظريف و همچون تارهاي نامريي وارد انديشه هاي افراد مي شود. بايد بدانيم كه اين مسائل يا مانند آنها موجب خمودگي در عبادات و احكام هم مي شود، زيرا كم كم نوجوان اين اعمال را چون با روح خود درك نمي كند و احساس لذت و آرامش در او ايجاد نمي شود و با ذهنيت خود نمي تواند بين آن و عبادات و احكام واجب تمايز قائل شود، پس بهره اي به دست نمي آورد و زرق و برق هاي اطراف هم او را جذب كرده و مي فريبد و در نتيجه همه را و حتي تكاليف اصلي و واجب را كنار گذاشته و دين گريز مي شود.
رفتارهاي متعارض متوليان تعليم و تربيت در خانه و مدرسه
بعضي از مربيان تعليم و تربيت در اجتماع با لباس و رفتارهاي نازيبايي ظاهر مي شوند و در محيط آموزشي به گونه اي ديگر نمايان مي شوند كه اثرات تخريبي بر آموزش دارد، به طور مثال يك مربي در محيط آموزشي با لباس مناسب و قابل قبول ظاهر مي شود و در نظر دانش آموزان فردي موجه و الگو قرار مي گيرد، ولي در خارج از محيط آموزش با پوششي دور از ذهن حضور پيدا مي كند، در نتيجه تفكري متعارض در انديشه نوجوان و جوان ايجاد كرده كه درباره انتخاب درست از اين مشاهدات خود در محاصره اخلاقي قرار مي گيرد و در بسياري از مواقع پيامدهاي پيش بيني نشده مخربي در مسير او به كمين مي نشيند.
حضور كمرنگ درس تعليمات ديني
برخي درس ديني را دائماً امري آسان و ساده و نمره آور مطرح مي كنند و دروس ديگر را نسبت به آن با اهميت و با ارزش نشان مي دهند، در نتيجه دانش آموز به خاطر جلوه درس هاي ديگر به آن سو گرايش پيدا مي كند و فقط درس ديني را براي شب امتحان آن هم به صورت حفظي و طوطي وار خوانده و فقط تا لحظه نوشتن روي برگه امتحان معلومات دارد و بعد از آن هم به فراموشي سپرده مي شود.
در حالي كه درس ديني بايد با عقل و برهان تدريس شود و چنانچه دانش آموزي آن را عمقي فراگيرد با معرفت الهي آشنا شده و تكليف خود را مشخص مي كند و قدر لحظه ها و امكانات و موقعيت اين درس و دروس ديگر را مي فهمد و خود به خود همه درس ها برايش ارزش خاص خود را مي يابد، اما زماني كه به درس ديني ارزش حقيقي داده نشود، بي حوصلگي و بي تفاوتي دانش آموز را به همراه خواهد داشت كه لطمه بزرگي به اصل دين وارد مي كند و اين سهل انگاري تا پايان دبيرستان او را درگير خواهدكرد. خوب است بدانيم كه در دوران مدرسه آسيب هايي كه از اين مقوله به او مي رسد و با افراد و گروه ها و عقايد مختلف ارتباط پيدا مي كند و حتي عقايد و نظراتي در مسير او قرار مي گيرد كه اگر قوه عقلي دين در او تقويت نشده باشد با مشكل بزرگ و حتي غيرقابل جبران مواجه مي شود، زيرا عقايد و ديدگاه هاي الحادي و شبهه ناك را آنچنان زيبا و موجه نشان مي دهند كه جوان آنها را درست مي پندارد و آنجاست كه خانواده و اطرافيان دچار رنج و ناراحتي مي شوند در حالي كه زنگ خطر بزرگي است.
گرايش به گروه هاي بي بند و بار
گرايش به هوي و هوس موجب شده كه عده اي از جوانان به فساد و سودجويي روي آورند و التزام به دين و چارچوب هاي ديني را مزاحم خود ببينند و لذت نفس را جايگزين معناي حقيقي آزادي اخلاقي بدانند.
دادن آزادي هاي بي قيد و شرط به نوجوان در امور زندگي مانند دوستيابي، رفت و آمد به خانه همسايه و دوستان و مجالس و محافلي كه كاملاً شناسايي نشده اند، عضويت در انجمن ها و تشكل هايي كه هويت آنها مشخص نيست، شركت در سخنراني ها و يا خواندن هر كتابي كه ديگران به او مي دهند بايد جدي تلقي شود.
نكته بسيار مهم در خانواده اين است كه بعضي از والدين، آزادي كامل فرزندشان و دوري از احكام ديني را نوعي روشنفكري مي دانند و جوان خود را به راحتي در راه غلط و تهاجم دشمن قرار مي دهند، حال اين جوان بي پناه از نعمت توجه منطقي پدر و مادر، با كوچكترين نگاه و كلامي فريبنده به گروه هاي ضدارزش هاي اخلاقي و ديني و لذت پيشه وارد مي شود.
در حالي كه برخي مواقع چنين آزادي هايي جوان را به سوي تمايلات و آزادي هاي جنسي و اعتياد همسو با اهداف تهاجم فرهنگي دشمنان دين و كشور قرار مي دهد كه واقعاً خطرات جدي به همراه دارد و اساساً گرايش و رغبت به دين در آنها رنگ مي بازد و ديگر براي آنان حق و باطل اهميتي ندارد.

منبع: روزنامه ايران - سال چهاردهم - شماره 4105

دفعات بازديد: 2087
تعداد بازديدكنندگان: 2037