بوم
پايه دوازدهم
كلاس هاي چندپايه
معرفي كتاب
همايش ها
مقاله ها
 
 
 
افت تحصيلي، اتلا‌ف سرمايه
تهيه و تنظيم: عبدالعظيم شكاري‌بادي - مدير آموزشگاه شهيد طحاني كاشان

افت تحصيلي امروزه يكي از نگراني هاي مهم خانواده و دست‌اندركاران تعليم و تربيت است. همه ساله شمار زيادي از دانش‌آموزان در كشورهاي مختلف جهان با پديده‌اي به نام افت تحصيلي مواجه‌اند. اين پديده علاوه بر زيانهاي هنگفت اقتصادي كه به دليل تكرار پايه يا صرف هزينه مجدد براي دانش‌آموختگان انجام مي‌پذيرد، آثار سوئي كه سلامت روحي دانش‌آموز را مخدوش مي‌نمايد برجا مي‌گذارد. كاربرد اصطلاح افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش، از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش و پرورش را به صنعتي تشبيه مي‌كند كه بخشي از سرمايه و مواد اوليه كه بايد به محصول نهايي تبديل مي‌شد، تلف كرده و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است. لذا مساله موفقيت و شكست تحصيلي سابقه‌اي طولاني و نامشخص دارد و تاريخ آن مقارن با آغاز خواندن و نوشتن توسط بشر است. اما به طور رسمي پس از اجباري شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن نوزده و همگام با تحول صنعتي و نياز به نيروهاي تربيت شده و متخصص، افكار دولتمردان و دست‌اندركاران آموزش و پرورش به مساله پيشرفت و شكست تحصيلي معطوف شده است. به نظر مي‌رسد افت تحصيلي به مفهوم عام از گذشته دور، حتي دوران باستان در ايران و جهان وجود داشته است اما افت تحصيلي به معناي خاص آن يعني ناكامي در تحقق انتظارات آموزشي و شكست در موفقيت‌هاي تحصيلي (آموزشي) در صد ساله‌ اخير در ايران و چند قرن اخير در كشورهاي ديگر جهان، به وجود آمده است. افت تحصيلي در نظام آموزش و پرورش در بسياري از كشورها به‌ويژه جهان سوم به صورتي حاد مطرح است. منظور از افت تحصيلي يا شكست تحصيلي، شكستي است كه بر اثر قصور نظام آموزشي در دستيابي موثر به اهداف و برنامه‌هاي آموزشي حاصل مي‌شود، يعني عدم موفقيت دانش‌آموزان در دستيابي به حداقل معيارهايي كه براي موفقيت آنان به وسيله نظام آموزش در نظر گرفته شده است، كه معمولاً اين نوع شكست به مردودي يا به ترك تحصيل زودرس مي‌انجامد. اگر آموزش و پرورش را به يك صنعت توليدي تشبيه كنيم كه دانش‌آموزان به عنوان مواد اوليه تحويل آن مي‌شوند و اين دستگاه با حجمي از سرمايه و مواد اوليه، محصول نهايي كه همان انسان‌هاي با سواد و تحصيل كرده باشد، توليد مي‌كند، در آن صورت افت تحصيلي آن بخش از سرمايه و مواد اوليه است كه به محصول نهايي تبديل نشده و نتيجه مطلوب به بار نياورده است. از اين نظر افت تحصيلي شامل غيبت مطلق از مدرسه، ترك تحصيلي قبل از موعد مقرر، تكرار پايه تحصيلي، نسبت ميان سنوات تحصيل دانش‌آموز و سالهاي مقرر آموزش، كيفيت نازل تحصيلات متعلم در مقايسه با آنچه بايد باشد، كسب محفوظات به جاي معلومات كه در زمان اندكي به فراموشي سپرده مي‌شود، مي‌باشد. منظور از افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي و درسي دانش‌آموز از سطحي رضايت بخش به سطحي نامطلوب است. توجه به اين تعريف نشان مي‌دهد كه مقايسه و سنجش سطح عملكرد تحصيلي قبلي و فعلي دانش‌آموز بهترين شاخص افت تحصيلي است با اين شرايط زماني مي‌توان از افت تحصيلي صحبت كرد كه فاصله‌ قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعاليت‌هاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد. اگرچه اين تعريف مي‌تواند همه كساني را كه به دنبال شكست‌هاي پي در پي تحصيلي، از تحصيل عقب مانده و عمدتا به اصطلاح تجديد يا مردود مي‌شوند، در برگيرد، اما مفهوم افت تحصيلي صرفاً در مردودي و شركت در امتحانات مجدد خلاصه نمي‌شود و مي‌توان شامل هر دانش‌آموز و دانشجويي شود كه آموخته‌هاي آموزشگاهي و پيشرفت دانشگاهي او كمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست. افت تحصيلي، كاهش فاصله بين وضعيت آموزشي مورد انتظار با وضعيت علمي موجود فراگير است. به اين ترتيب افت تحصيل به عنوان شاخص اتلاف آموزش از نظر مفهوم عام به هرگونه ضعف در سوادآموزي و يا وجود بيسوادي گفته مي‌شود اما از نظر مفهوم خاص عبارتست از محقق نشدن انتظارات آموشي و شكست در اهداف آموزشي است و نابساماني در فرايند ياددهي و يادگيري را در بر مي‌گيرد. لذا با اين شرايط مي‌توان افت تحصيلي را به شكل زير دسته‌بندي كرد:‌

- افت كمي: عبارتست از درصد دانش‌آموزان يك دوره تحصيلي كه به سبب مردود شدن يا ترك تحصيلي نتوانسته‌اند آن دوره را با موفقيت بگذرانند.

-‌ افت كيفي: عبارتست از نارسايي در رسيدن به هدفهاي تعيين شده و يا عدم تحقق بخشي از اين هدفهاست. بنابراين تفاوت بين دانش و مهارت فارغ‌التحصيلان يك دوره آموزشي و هدفهاي تعيين شده براي اين دوره، افت كيفي را نشان مي‌دهد.

- افت تحصيلي كلي (كلان): شامل شكست تحصيلي فراگيران در تمامي دروس و حتي سال تحصيلي مي‌شود كه نهايتاً به ترك تحصيل ختم مي‌شود و قريب به اتفاق ترك تحصيل كنندگان، بازگشت به تحصيل نخواهند داشت.

- افت تحصيلي جزئي: شامل ضعف تحصيلي دانش‌آموزان در يك درس در طي سالهاي مختلف مانند ضعف خواندن يا نوشتن و كند فهمي مفاهيم در مسائل رياضي است و يا افت تحصيلي در مدت كوتاه چند روزه تا چند ماهه به دليل مشكلات عاطفي مانند از دست دادن يكي از والدين ياورشكستگي اقتصادي خانواده، مسائل زلزله و... افت تحصيلي جزئي گفته مي‌شود.

به تجربه ديده شده كه در دوره راهنمايي نسبت به دوره‌هاي ابتدايي و متوسطه عمومي افت تحصيلي بيشتر وجود دارد. اين موضوع را مي‌توان به وضعيت خاص اين دوره كه دانش‌آموز بايد دروس متنوع‌تري را نسبت به دوره ابتدايي بگذراند و همچنين به بحران بلوغ و مشكلات آن كه در اين دوره اتفاق مي‌افتد نسبت داد. معمولا مشاهده مي‌شود كه ميزان ترك تحصيل كرد‌ه‌ها و افرادي كه مردود مي‌شوند در مقاطع تحصيلي راهنمايي و متوسطه پسران بيش از دختران است، اين تفاوت را احتمالاً به عوامل زير مي‌توان نسبت داد:‌

‌1- تعداد دانش‌آموزان دختر در كلاسها كمتر از پسران است و تراكم دانش‌آموز پسر در كلاسها به‌خصوص در نواحي دور افتاده بيشتر است.

2- دختران اوقات فراغت خود را بيشتر درخانه مي‌گذرانند و فرصت و امكان سرگرمي در بيرون از منزل را كمتر از پسران دارند و بيشتر مطالعه مي‌كنند.

3- معمولا دختران به نمره و قبول شدن بيش از پسران اهميت مي‌دهند و انگيزه قوي‌تر دارند.

4- دختران به حضور در كلاس و يادداشت از مطالب كلاس بيشتر اهميت مي‌دهند.

عوامل افت تحصيلي را مي‌توان در سه دسته كلي فردي، آموزشگاهي و اجتماعي و نيز خانوادگي مورد بررسي قرارداد.

الف] عوامل فردي:

يكي از مباحث مهم در روانشناسي تربيت مساله تفاوت‌هاي فردي است. از ويژگي‌هاي بدني با يكديگر متفاوتند، بلكه از نظر ساير ويژگي‌هاي روان شناختي و شخصيتي از قبيل عزت نفس، انگيزه، هوش، توجه، برنامه‌ريزي، شرايط عاطفي رواني و... و همچنين شرايط محيط خانوادگي و اجتماع با يكديگر تفاوت دارند.

‌1) عزت نفس: عبارت است از احساس ارزشمند بودن. اين حس از مجموع افكار،‌ احساسها، عواطف و تجربياتمان در طول زندگي ناشي مي‌شود. بهره‌مندي از عزت نفس، علاوه بر آنكه جزئي از سلامت رواني محسوب مي‌شود، با پيشرفت تحصيلي نيز مرتبط است. مطالعات متعددي نشان داده است كه بين عزت نفس و پيشرفت تحصيلي همبستگي قابل توجهي (6 تا 4/0) وجود دارد. ‌

‌2) انگيزه: در روان‌شناسي تربيتي و يادگيري اصلاح انگيزش در مورد عاملي به كار مي‌رود كه دانش‌آموز يا به طور كلي يادگيرنده را براي آموختن درس به تلاش و كوشش وا مي‌دارد و به فعاليت او شكل و جهت مي‌دهد. انگيزه از لحاظ تأثيرش در رفتار هميشه متوجه هدفي است. مثلاً شخص گرسنه به جستجوي غذا مي‌پردازد و تا آن را به دست نياورد، نخورد و سير نشود، تلاش و جستجوي خود را ادامه مي‌دهد. دانش‌آموز فاقد انگيزه بين رفتار تحصيلي خود و اتفاقات مدرسه هيچ‌گونه رابطه‌اي تشخيص نمي‌دهد. اگر معلم از آنها پرسشي كند و آنها پاسخ درست بدهند شايد اين موفقيت را به شانس و يا آساني پرسش نسبت دهند، اما وقتي در آزموني نمره پايين مي‌گيرد، واقعيت اين است كه آنها مطالعه نكرده‌اند و بنابراين نتوانسته‌اند نمره خوب بگيرند، هيچ رابطه‌اي نمي‌بينند.

3) هوش: بدون شك يكي از عوامل مهم در افت تحصيلي كمبود هوش و توانايي ذهني است. مطالعات مختلف نشان داده است كه درصد بسيار اندكي (بين 10 تا 15 درصد) از موارد افت تحصيلي به علت ناتواني ذهني و عدم كشش فرد است. بسيار مشاهده شده است دانش‌آموزي را كه مشكل تحصيلي داشته و با تشخيص كمبود هوش به مراكز مشاوره و كلنيك‌ها ارجاع داده شده، اما پس از ارزيابي دقيق مشخص شده كه دانش‌آموز هيچ‌گونه ضعف شناختي و يا هوشي نداشته و علت يا علل ديگري عامل مسأله بوده است. فقط 10 درصد از عقب‌ ماندگي درسي به كم هوشي مربوط مي‌شود. ‌

‌4) توجه: براي يادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط، توجه به آن مطلب است. بديهي است كه اگر دانش‌آموز از هوش بالايي هم برخوردار باشد ولي به مطلب يا موضوعي توجه نكند نمي‌تواند آن را فرا بگيرد. علت افت و شكست برخي از دانش‌آموزان ناشي از عدم توجه به معلم و موارد تدريس شده و نيز عدم تمركز حواس هنگام مطالعه و انجام تكاليف درسي است. ‌

‌5) برنامه‌ريزي: يكي ديگر از دلايل افت تحصيلي دانش‌آموزان نداشتن برنامه‌ريزي است. فوائد برنامه‌ريزي اين است كه تمامي موضوع‌ها و فعاليت‌هاي زندگي روزمره را در آن گنجانده و اين طور نمي‌شود كه براي يك موضوع خيلي وقت بگذارند و براي فعاليت ديگري وقت كم بياورد، ضمن آنكه هيچ‌وقت دچار بلاتكليفي و سردرگمي نيز نخواهد شد.

6) شرايط عاطفي رواني: شرايط عاطفي رواني را مي‌توان به عنوان اصلي‌ترين عامل پيشرفت يا افت تحصيلي دانست. بسياري از دانش‌آموزان با اينكه از بهره هوشي بالاتر از متوسط و ظرفيت يادگيري قابل ملاحظه برخوردارند، اما صرفاً به دلايلي از قبيل فقر عاطفي، انگيزه ناكافي، عدم پشتكار، فقدان اعتمادبه‌نفس، عدم كفايت در ابراز وجود، كمي احساس خود ارزشمندي، كمرويي، نداشتن نگرش مثبت و تعارض رواني... دچار افت تحصيلي مي‌شوند.

‌ب) عوامل آموزشگاهي

1- روابط معلم و دانش‌آموز: روابط مبتني بر محبت، احترام و اعتماد متقابل ميان معلم و دانش‌آموز هم موجب مي‌شود تا دانش‌آموز به معلم وابسته نشود و هم‌انگيزه تحصيلي او را افزايش دهد. (اجتناب از تنبيه شديد و مكرر، اجتناب از شوخي، پرهيز از پيش‌داوريهاي غيرمنصفانه، ثبات داشتن و بخشنده بودن، اجتناب از روابط وابستگي‌زا)‌

‌2- مهارت معلمان: معلماني كه در نظر دانش‌آموزان سخت‌گيرتر و متوقع‌تر هستند، معلماني كه توانايي برقراري سريع نظم را در كلاس دارا هستند،‌ معلماني كه به طور منظم از كار خود ارزيابي مي‌كنند، معلماني كه به دانش‌آموز كمك مي‌كند تا به اهميت مطالب پي ببرد و بتواند بين مطالب فرعي و اصلي تمييز دهد در حرفه معلمي موفق‌تر و دانش‌آموز آنها از پيشرفت تحصيلي بهتري برخوردارند.

3- شرايط آموزش و امكانات مطلوب تحصيلي: عدم امكانات و تسهيلات مطلوب يكي ديگر از عوامل مؤثر در افت تحصيلي است.

كمبود معلمان مجرب، باسواد و توانا در انتقال مطالب و موضوع‌هاي درسي به دانش‌آموزان به خصوص در مقاطع تحصيلي راهنمايي و دبيرستان، وجود ضعف در روش‌هاي تدريس و تكيه بر محفوظات، تراكم جمعيت كلاس، فشردگي برنامه‌هاي درسي، كمبود كتاب درسي و كمك آموزشي، داير نبودن رشته تحصيلي مورد علاقه دانش‌آموزان در مدرسه، نارسايي در سرويس بهداشتي، دوري فوق‌العاده مدرسه از محل سكونت دانش‌آموزان، سختي رفت و آمد و... از عوامل قابل توجه در ايجاد افت تحصيلي است. ‌

‌4- ارزشيابي: نوع آزمون‌ها و محتواي پرسش‌هاي امتحاني يكي از مسائل مهم در ميزان افت تحصيلي است. اغلب سؤالات امتحاني كه بر محفوظات و يادآوري مفاهيم استوارند تا بر هدف‌هاي رفتاري كه كتاب درسي به خاطر آن تهيه شده است. اينگونه سؤالات فرآيندهاي عالي ذهن مانند درك و فهم، به كار بستن، تجزيه و تحليل، تركيب و ارزشيابي را مورد سنجش قرار نمي‌دهد.

ج) عوامل خانوادگي و اجتماعي

1-شرايط عاطفي و امنيت خانواده:‌ خانواده يك نهاد اجتماعي و كوچك است كه اولين كانون تربيتي كودكان به حساب مي‌آيد. مهمترين عامل مؤثر در شكل‌گيري نگرش دانش‌آموز نسبت به تحصيل، خانواده است و موارد بسياري علت افت تحصيلي و يا شكست تحصيلي به وجود اين گونه نگرش‌هاي منفي، تضادها، مساعد نبودن شرايط خانواده از نظر عاطفي و رواني و.... بر مي‌گردد. به طور كلي فقر مالي، پايين بودن سطح فرهنگ، اختلاف و كشمكش در خانواده، روش‌هاي تربيتي فرزند، انتظارات و آرزوهاي خانواده و نگرش آنها نسبت به درس و... از جمله عوامل خانوادگي هستند كه به طور مستقيم و غيرمستقيم بر ميزان موفقيت تأثير مي‌گذارند.

2- شرايط اجتماعي و اقتصادي: به طور كلي محروميت‌هاي محيطي و كمبود محرك‌هاي رشد ذهني و اجتماعي از عوامل مهم در افت تحصيلي كودكان و نوجوانان است. دانش‌آموزاني هستند كه از نظر بهره هوشي و جسماني هيچ گونه ناراحتي و عقب‌ماندگي ندارند اما بر اثر فقر مالي، تحمل گرسنگي و كمبودها و نداشتن وسايل تحصيلي نمي‌توانند به طور مرتب در مدرسه حضور يابند و در نتيجه دچار ناكامي و عقب‌ماندگي مي‌شوند.

3-تحصيلات و سطح فرهنگ خانواده: سطح تحصيلات و فرهنگ خانواده همانند ساير عوامل در پيشرفت يا افت تحصيلي تأثير مي‌گذارد. والدين كم‌سواد و بيسواد معمولاً كمتر به مسأله پيشرفت تحصيلي فرزندان خود فكر مي‌كنند. آنها به دنبال روال عادي زندگي خود هستند و از روابط و همكاري نزديك با اوليا مدرسه آگاهي لازم را ندارند در صورتي كه دانش‌آموزان كه والدين آنها تحصيلات بالاتري دارند بهتر مي‌توانند از امكانات و راهنمايي والدين در رفع مشكلات درسي خود مدد ‌گيرند. ‌

‌4- تعداد اعضاي خانواده: بايد توجه داشت كه بالا بودن تعداد افراد خانواده باعث مي‌شود كه ميزان محبت والدين به كودكان كمتر شود چرا كه والدين خانواده ناچارند كه از صبح تا شب در بيرون خانواده بمانند و به فكر سير كردن شكم خود و كودكان باشند. از طرفي ديگر زياد بودن اعضاي خانواده باعث مي‌شود كه از نظر اقتصادي اين خانواده‌ها در سطح پاييني قرار گيرند. صرفنظر از تعداد اعضاي خانواده، نكته مهم در اين مورد چگونگي ارتباط ميان اعضا است.

اگر در خانواده بيشتر افراد همواره مشغول مطالعه باشند دانش‌آموز به مطالعه روآورده و از لحاظ درسي پيشرفت مي‌كند.‌

‌5‌-اشتغال كودكان و مادران: اشتغال دانش‌آموزان باعث تقليل انرژي جسمي و رواني آنان شده، آمادگي جسمي و ذهني‌شان براي يادگيري كاهش مي‌دهد. به اين ترتيب كودكان ممكن است به دليل عدم حضور فعال ومستمر در محيط هاي آموزشي نتواند به نحو مطلوبي به تحصيل خود ادامه دهند.

مسئله اشتغال كودكان و نقش آن در افت تحصيلي در خانواده‌هاي طبقه اجتماعي اقتصادي پايين از اهميت برخوردار است اين مساله در مادران هم نمود پيدا مي‌كند و باعث مي‌شود آنها نتوانند به خوبي بچه‌ها را از نظر تربيتي، بهداشتي و آموزشي كنترل كنند. پسران مادران شاغل در مقايسه با پسران مادران غيرشاغل از سازگاري اجتماعي و استقلال بيشتري برخوردارند، اما پيشرفت تحصيلي يا نمره آنها در آزمون‌هاي شناختي پايين‌تر است.

نكته‌اي كه بايد اضافه كرد اين است كه اين مطلب در مورد پسران طبقه متوسط صادق است. برعكس در مورد خانواده‌هاي بسيار فقيرتر، پسران مادران شاغل در آزمون‌هاي شناختي و هوشي نمرات بالاتر از پسران مادران غيرشاغل دارند.‌

راههاي جلوگيري از افت تحصيلي

1- روش‌هاي موثر تدريس عرضه و برنامه‌هاي آموزشي به صورتي طرح‌ريزي شود كه با استعداد و توان دانش‌آموزان در سطوح مختلف تناسب داشته باشد.

2- معلمان بايد نسبت به راههايي كه بدان طريق رفتار تحصيلي دانش‌آموزان را توجيه مي‌كنند، آگاه باشند. اين آگاهي احتمالاً آنان را در تصميم گيريها به جهتي سوق مي‌دهد كه ميزان انگيزش تحصيلي را در دانش‌آموزان به حد بالايي برساند.‌

‌3-به اوضاع اقتصادي معلمان رسيدگي شود تا شايستگان جذب آموزش و پرورش شوند نه اينكه آخرين شغل داوطلبان كنكور، بناچار معلمي باشد.

4- كلاس‌هاي آموزشي ضمن خدمت تخصصي و دانش‌افزايي براي ارتقاي دانش و آموزش روش‌هاي نو در تعليم و تربيت برگزار شود.

5-ايجاد كلاس‌هاي تطبيقي، كه هدف از تاسيس اين كلاس‌ها جلوگيري از انتقال دانش‌آموزان عقب‌مانده تحصيلي به مراكز كودكان استثنايي بوده است. كودكاني كه عقب‌ماندگي تحصيلي آنها، نه ناشي از كمبودهاي ذهني، بلكه مشكل از يادگيري، اختلالات كلامي، نورولوژيك، ضعف بينايي يا شنوايي است و اگر تحت حمايت قرار نگيرند از نظر درسي موفق نخواهند بود. لازمه اين نوع آموزش اصلاحي اين است كه معلم تطبيقي توانايي شناخت فرايند يادگيري و مشكلات خاص دانش‌آموز را داشته باشد و به محتواي برنامه‌هاي درسي هر پايه تسلط داشته و از عهده تدريس هر كلاس برآيد.

6- وسايل و لوازم آموزش در سطح گسترده و به صورت كارآمد، به منظور بالابردن ميزان كميت و كيفيت يادگيري دانش‌آموزان به كار گرفته شود.

7-بايد اوقات فراغت دانش‌آموزان در طول سال تحصيلي از طريق گسترش و توسعه امكانات فرهنگي و هنري، ورزشي و تفريحي پربار تقويت شود وبه برقراري ارتباط صحيح با والدين دانش‌آموزان از طريق برگزاري جلسات منظم انجمن هاي اوليا و مربيان تاكيد گردد.

8-از روان‌شناسان و جامعه شناسان به عنوان مشاور و مددكار در مدارس استفاده شود.

9- آموزش خانواده كه براساس نياز و تقاضاي روزافزون آنها براي كسب اطلاعات در موردرشد و نياز كودكان است، استفاده بهينه به عمل آيد.

10- اقدام‌هاي انگيزشي و مادي شامل تغذيه رايگان، استفاده از لباس و لوازم‌التحرير رايگان به ويژه براي دختران مناطقي است كه حضور آنان در مدرسه نسبت به پسران كمتر است.

11-تشكيل كلاسهاي جبراني، يعني اينكه كلاس‌هاي جبراني با معلمان مجرب در ايام تعطيلات همراه با برنامه‌هاي متنوع براي دانش‌آموزاني كه ضعف تحصيلي دارند.

12-ايجاد انگيزه براي دانش‌آموزان با حمايت مطبوعات، صدا و سيما، رسانه‌ها و... در طول سال.

منابع:

1- افروز غلامعلي - مباني روانشناختي افت تحصيلي - انتشارات مدرسه - 1386

2- بيابانگرد، اسماعيل - افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش - فصلنامه تعليم و تربيت - سال دوم، شماره 8و 7، 65‌

‌3- حيدري، اكرم - بلوغ، مشكلات رواني نوجوان وجوان، افت تحصيلي - نشر گستر تهران - 1385

4- شكاري، عباس - مسائل آموزش و پرورش و راهكارهاي آن - نشر عابد تهران - چاپ اول - 1386

5- هالت، جان - زمينه يا بر شكست تحصيلي - ترجمه دكتر مهشيد فروغان - انتشارات قطره - چاپ سوم - 1387

منبع مطلب: روزنامه اطلاعات      تاريخ: 27/8/87

دفعات بازديد: 4825
تعداد بازديدكنندگان: 4454